۱۳۸۷ آبان ۲۶, یکشنبه

در سال جاري حجاج مي توانند شيطان را از سه طبقه رمي كنند

در سال جاري حجاج مي توانند شيطان را از سه طبقه رمي كنند [1387/08/26 - 12:33 ]

با تسهيلات فراهم آمده زائران خانه خدا امسال مي توانند از سه طبقه نماد شيطان را رمي كنند. ...
حاجيان امسال در روزهاي دهم ، يازدهم و دوازدهم ذيحجه مي توانند از سه طبقه ، شياطين سه گانه (جمرات ) را رمي كنند . به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، بر اساس آخرين گزارش هاي دريافتي از موسسه مطوفي ايران در مكه مكرمه ، رمي از اين سه طبقه با احتساب طبقه همكف است و مسيرهاي رفت و برگشت زائران همانند سال گذشته خواهد بود. تعداد 5000 تن از کارگران، اجرای این مرحله از ساخت پل را با هزینه‌ای بالغ بر 800 میلیون ریال سعودی به عهده داشته اند.به گزارش خبرنگار اعزامی پایگاه اطلاع رسانی حج از عربستان ، حبیب زین العابدین، رییس اداره مرکزی پروژه توسعه مشاعر مقدسه مکه اظهار داشت: این مرحله شامل ساخت طبقه سوم با ظرفیت بیش از 125 هزار حاجی در هر ساعت بوده است که به طور کلی ظرفیت هر سه طبقه 600 هزار حاجی در هر ساعت خواهد بود در این پروژه، تردد حجاج به پل جمرات توسط 11 خروجي ساماندهي خواهد شد.وی افزود: پروژه پل جدید جمرات به طول 950 متر و عرض 80 متر است که ساخت آن تا قبل از حج سال 2009 به طور کلی به پایان خواهد رسید. دولت عربستان پس از حادثه خونين حج سال 1383 كه طي آن شماري حاجي از پل جمرات به پايين سقوط كردند ، كار تخريب اين پل ها را با هدف تسهيل در آمد و شد حجاج و انجام رمي آغاز كرد. طرح كامل جمرات شامل چهار طبقه مي شود كه زائران مي توانند از طريق آسانسورهاي تعبيه شده و راه هاي ورودي و خروجي فراواني كه ايجاد مي شود ، فريضه رمي خود را انجام دهند. برخي مقررات عزيمت و بازگشت به منطقه شيطان هاي سه گانه "منا" كه توسط وزارت حج عربستان اعلام شده به قرار زير است : 1- ساعت ممنوعيت براي زائران ايراني الف . روز دهم ذي الحجه از ساعت 6تا 10 صبح ب . روز يازدهم ذيحجه از ساعت 13 تا 16 ج . روز دوازدهم ذيحجه از ساعت 10 صبح تا 14و 30دقيقه * مديران محترم كاروان ها بر اساس برنامه هايي كه از ستاد مستقر در منا به آنان اعلام مي شود ، دراين زمينه عمل خواهند كرد. 2- براي رمي از طبقه همكف بايد از منطقه چادرها به سمت جمرات حركت كرد . 3- زائران به هيچ وجه نبايد از مسيرهايي كه رفته اند ، بازگردند . ضمن آنكه هيچ وقت نبايد برخلاف جهت ديگران حركت كنند. 4- با توجه به ازدحام جمعيت ( به خصوص روز دهم ) به هيچ وجه نبايد به همراه زائران بار و ويلچر باشد. 5- تا حد امكان افراد مسن و ناتوان براي رمي خود به جوانترها وكالت بدهند. زائران عزيز توجه داشته باشند كه در مرحله رفت و برگشت و پس از انجام رمي درمسيرها و محل هاي رمي توقف نكنند. اخبار مرتبط: كنترل تردد زايران روی پل جمرات تصاویری از جمرات و طرح توسعه آن تصاویری دیدنی از جمرات تصاویری دیدنی از عزيمت با شکوه مسلمانان جهان براي رمي شيطان وزير حج عربستان: طرحهاي جديد در مشاعر مقدس اجرا مي‌شود گزارش تصویری از « نماد شیطان »

مراسم جشن ازدواج دانشجويي در حرم مطهر رضوي برگزار مي‌شود


مراسم جشن ازدواج دانشجويي در حرم مطهر رضوي برگزار مي‌شود [1387/08/26 - 12:10 ]

دوازدهمين مراسم جشن ازدواج دانشجويي همزمان با سالروز پيوند مبارك حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا (س) با حضور 360 زوج فرهيخته در حرم مطهر رضوي، توسط نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، برگزار مي‌شود. ...
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، حسين جوادي رييس اداره ازدواج دانشجويي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، گفت: اكثر زوج‌هاي جوان و دانشجو علاقمندند زندگي مشترك خود را از كنار حرم مطهر رضوي آغاز كنند تا از بركات امام هشتم(ع) در طول زندگي بهره‌مند شوند.
وي افزود: ثبت‌نام متقاضيان شركت در دوازدهمين جشن ازدواج دانشجويي از 20 آبان ماه مصادف با خجسته سالروز ولادت امام رضا (ع) به صورت اينترنتي و از طريق سايت http://www.reg.ezdevaj.nahad.ir/ آغاز شده و تا30 آبان ماه ادامه خواهد داشت.
رييس اداره ازدواج دانشجويي نهاد، شرايط ثبت‌نام از متقاضيان را ثبت عقد رسمي از20 آذرماه 86 تا 31 شهريور ماه 87 و تحصيل يكي از زوجين در دانشگاه‌ها عنوان كرد و افزود: زوجين دانشجو بايد پس از ثبت‌نام اينترنتي و دريافت كد رهگيري با همراه داشتن اصل عقدنامه، ‌كارت ملي، كارت دانشجويي و شناسنامه ‌با مراجعه به ستادهاي ازدواج دانشجويي در دانشگاه‌ها براي تشكيل پرونده و تاييد كد رهگيري اقدام كنند.
جوادي در گفت و گو با مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها همچنين از برنامه‌ريزي براي برگزاري كلاس‌هاي آموزشي براي زوجين دانشجو در آينده‌اي نزديك و با حضور استادان و متخصصان امر ازدواج خبر داد و گفت: در اين كلاس‌ها 10 ساعت آموزش مهارت‌هاي زندگي شامل مباني ديني استحكام خانواده، ‌نحوه برقراري ارتباط موثر در خانواده‌، مهارت‌هاي دوران عقد،‌ارتباط كلامي و غير كلامي ميان زوجين و مباحث موثر ديگر به دانشجويان ارائه خواهد شد.

جا ماندن صدها زاير پاكستاني از سفر به عربستان


جا ماندن صدها زاير پاكستاني از سفر به عربستان [1387/08/26 - 12:05 ]

به‌دليل مشكلات پيش‌آمده براي تعدادي گذرنامه، امكان دارد صدها زاير پاكستاني از سفر حج محروم شوند. ...
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، به‌ دليل تحويل داده نشدن گذرنامه‌ي حجاج پاكستاني از سوي سفارت عربستان در اسلام‌آباد، 86 زاير پاكستاني از پروازهاي خود جا مانده‌اند. طبق اعلام مسؤول سازمان حج پاكستان، دليل اصلي اين امر، تحويل ديرهنگام گذرنامه‌ي برخي زايران، بويژه زايران سالمند به سفارت عربستان يا پايان مدت اعتبار برخي گذرنامه‌هاست.
در روزهاي گذشته، صدها زاير پاكستاني به دلايل مشابه، پروازهاي خود را از دست داده‌اند. هرچند مسؤولان خط هوايي دولتي پاكستان اعلام كرده‌اند كه حجاج از پرواز جامانده را با پروازهاي بعدي به عربستان منتقل خواهند كرد، ولي بعيد به‌نظر مي‌رسد كه سفارت عربستان در روزهاي آينده براي زايران بتواند ويزا صادر كند.
كاركنان سفارت عربستان در پاكستان روزانه اقدام به صدور پنج‌هزار ويزا براي زايران مي‌كنند كه اين رقم را حداكثر توان كاري كاركنان سفارت عربستان مي‌توان دانست.
از سوي ديگر، به‌دليل تعطيل بودن روزهاي شنبه و يكشنبه، صدور ويزاي زايران جامانده از پرواز در روزهاي گذشته كه تعداد آن‌ها به صدها نفر مي‌رسد، امري مشكل به‌نظر مي‌آيد.
آسوشيتدپرس در گزارشي به توضيح وضعيت نابه‌سامان اعزام حجاج از پاكستان به عربستان توسط بخش خصوصي اين كشور پرداخته است.
براساس اين گزارش، نابه‌ساماني‌هاي زيادي در زمينه‌ي انتقال حجاج توسط آژانس‌هاي مسافرتي به چشم مي‌خورند و تعدادي افراد سودجو با راه‌اندازي آژانس‌هاي مسافرتي قلابي، اقدام به كلاهبرداري از زايران مي‌كنند. اين مسأله در روزهاي گذشته و هنگامي كه زايران ديدند، براي آن‌ها ويزا صادر نشده است، مشخص شد.
در اين‌باره، يكي از مسؤولان انتقال حجاج به عربستان به آسوشيتدپرس گفت: ما بارها اعلام كرده بوديم كه حجاج براي سفر به عربستان از طريق آژانس‌هاي مسافرتي فقط از طريق آژانس‌هاي مسافرتي معرفي‌شده از سوي دولت اقدام كنند.
وي ادامه داد: چند كلاهبردار كه اقدام به تأسيس آژانس‌هاي قلابي كرده بودند، دستگير و به مراجع قضايي تحويل داده شده‌اند. با پايان يافتن مناسك حج امسال و بازگشت حجاج، ما به ارزيابي عملكرد آژانس‌هاي مسافرتي مي‌پردازيم و در صورت عملكرد ضعيف آن‌ها، مجوزشان براي سال بعد تمديد نخواهد شد.
البته در كشور پاكستان انتقال بخش اعظم حجاج توسط دولت انجام مي‌شود

اعزام 9 هزار و 250 زائر از اصفهان به مكه مكرمه


اعزام 9 هزار و 250 زائر از اصفهان به مكه مكرمه [1387/08/26 - 12:07 ]

مدير فرودگاه شهيد بهشتي اصفهان گفت: 9 هزار و 250 زائر از پنجم آذر ماه امسال طي شش روز با 24 پرواز به مكه مكرمه اعزام مي‌شوند. ...
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج به نقل از فارس ايرج بهشتي اظهار داشت: در هر پرواز حدود 400 مسافر به سمت مكه حركت مي‌كنند. وي با اشاره به اينكه امسال تمام پروازهاي اصفهان اول به سمت جده است، افزود: زائران بعد از يك ماه از مدينه به اصفهان باز‌ مي‌گردند. مدير فرودگاه شهيد بهشتي اصفهان با اشاره به برخي كمبودها در ترمينال پروازهاي خارجي و برخي تعميرات در آن تصريح كرد: به دليل اينكه پرواز زائران در مدت شش روز انجام مي‌شود تراكم مسافران در فرودگاه اصفهان زياد خواهد بود. وي بيان داشت: تداخل پروازهاي مكه با ديگر پروازهاي خارجي همچون دبي، دمشق و كويت از نظر شلوغي در ترمينال بين‌المللي تداخلاتي را به وجود مي‌آورد، اما در پروازها مشكلي به وجود نخواهد آمد. بهشتي در ادامه به سه پرواز مقصد تهران ـ اصفهان ـ تهران شركت هواپيمايي تابان در اصفهان اشاره كرد و بيان داشت: اين پروازها در صورت استقبال مسافران از سه روز در هفته به شش روز افزايش مي‌يابد. وي با اشاره به ساعت پروازهاي شركت تابان در اصفهان اظهار داشت: پروازهاي ياد شده از ساعت 19 يا 20 شب از تهران به مقصد اصفهان و صبح روز بعد نيز از اصفهان به مقصد تهران حركت خواهد كرد. مدير فرودگاه شهيد بهشتي اصفهان با تاكيد بر ظرفيت 120 نفري هواپيماهاي اين شركت هواپيمايي بيان داشت: به دليل كم اطلاعي مردم اين پرواز با 70 درصد ظرفيت خود جابه‌جا مي‌شود. وي همچنين بيشترين مشكل جابه‌جايي مسافران را مربوط به پروازهاي تهران و اهواز دانست و خاطر نشان كرد: در صورت استقبال مسافران، پروازهاي اين شركت به شش روز در هفته به غير از روزهاي جمعه‌ افزايش مي‌يابد. بهشتي اظهار داشت: شركت هواپيمايي تابان نيز قرار است جمعه‌ها يك پرواز از سمت اصفهان به اهواز را براي كاهش مشكل جابه‌جايي مسافران داشته باشد.

دومین شماره نشریه « زائر » در اختیار حجاج ایرانی قرار گرفت



دومین شماره نشریه « زائر » در اختیار حجاج ایرانی قرار گرفت [1387/08/26 - 11:22 ]


دومین شماره « نشریه خبری – تحلیلی بعثه مقام معظم رهبری » با موضوعات متنوع فرهنگی منتشر و در اختیار زائران ایرانی در هتل های محل اسکان آنها قرار گرفت. ...
به گزارش پایگاه اطلاع حج ، دومین شماره « نشریه خبری – تحلیلی بعثه مقام معظم رهبری » با موضوعات اصلی اخبار ، گزارش ، معارف، گفت و شنید و مطالب متنوع دیگر امروز یکشنبه منتشر و در اختیار زائران ایرانی در هتل های محل اسکان آنها قرار گرفت.
«زائران ايراني درنظم و انضباط نمونه هستند » تیتر اصلی نشریه زائر است که به انعکاس سخنان معاون موسسه اهلیه الادلاء عربستان پرداخته است.
در یاداشت این نشریه با عنوان « مدینه میهمانانت آمده اند » آورده شده: برخي در راهند تا به ديدار تو بيايند و با تو لحظه‌هايشان را سرشار از تيمن و تبرک کنند.مدينه، ميهمانانت را که با عشق به سوي تو آمده‌اند، پذيرا باش و اشک‌هاي گرمشان را بپذير و به محمدت(ص) بگو خواسته‌هايشان را پاسخگو باش. سخن‌ها دارم از دست تو در دل / وليکن در حضورت بي‌زبانم!
گزیده ای از اخبار ایران و جهان و گزیده ای از مطبوعات ایران از بخشهای اصلی و روزانه این نشریه می باشد.
در بخش معارف نیز سفرنامه حج به قلم علیرضا قزوه ، اخلاق و آداب سفر حج جایگاه تاریخی و معنوی مسجد النبی و حاجی نمونه را می خوانیم.
در بخش گزارش این شماره گفت و گوئی جذاب با خلبان پرواز زائران ایرانی به مدینه منوره و گزارشی از وضعیت بازارهای مدینه و توصیه هائی در آن رابطه به چشم می خورد.
نشریه زائر با موضوعات متنوع و مورد نیاز زائران بیت الله الحرام به طور روزانه با مسئولیت مدیریت ارتباطات و اطلاع رسانی بعثه مقام معظم رهبری تهیه و در اختیار زائران ایرانی قرار می گیرد.

برای مشاهده نسخه دیجیتالی نشریه زائر اینجا را کلیک کنید!


اخبار مرتبط:

نخستین شماره نشریه زائر منتشر شد

یاداشت: مدينه ميهمانانت آمده‌اند

یاداشت: مدينه ميهمانانت آمده‌اند [1387/08/26 - 10:47 ]
دلم گرفته است. غم‌هاي عالم وجودم را آکنده کرده است... آه مدينه، مدينه... ...


دلم گرفته است. غم‌هاي عالم وجودم را آکنده کرده است... آه مدينه، مدينه...
اشک‌هايم را مي‌بيني؟ نمي‌دانم اشکم از شوق ديدار توست و يا بر بقيع تو. در لحظه‌هاي تنهايي خود چه روزها و شب‌هايي نجوا نکرده و زمزمه نکرده‌ام تا با پاي دل، سر از پا نشناخته به سوي تو بيايم.
مدينه ، اينک لحظه ديدار نزديک شده و وصال حاصل گشته است و آه مي‌لرزد دلم، دستم... به عظمت تو که مي‌انديشم، غم‌هايم را کنار مي‌گذارم و به زيبايي‌هاي حضور فکر مي‌کنم. به دقايق و لحظات نابي که اينک نصيب من شده است و مي‌دانم شايد ديگر بار تکرار نشود. مي‌دانم که عالمي در حسرت ديدار تو، روز و شب نجوا مي‌کنند و ممکن است هيچگاه به ديدار تو نائل نشوند.
مدينه ، مي‌خواهم از تو با تو بگويم. بگويم تا بر خود ببالي. بر خود ببالي که فرستادة حق، آخرين پيام‌آور، پاک‌ترين بنده خدا و امين‌ترين آنان، رسول‌الله را در دل خود داري. تو چه گوهر گرانبهايي را در گنجينة خويش‌داري. تو چه گوهرهاي گرانبهايي را در گنجينة خويش داري؟!
هيچ مي‌داني که زمين پاک و مطهر تو روزگاري گام‌هاي مبارک رسول عشق را احساس کرده است و هواي تو، نفس‌هاي گرمش را ميزبان بوده است؟!
مدينه، به يادداري دختر رسول خدا را؟ راستي! او اينک کجاست؟ مي‌داني؟ نشاني از آن بانوي بي‌نشان داري؟ مدينه تو چه گوهرهاي گرانبهايي را در سينة خويش‌داري و من متحيرم از اين همه کرامتي که به تو بخشيده شده است... و خود درمانده‌ام، مانده‌ام که چه ‌کرده‌ام که مرا به حضور خويش پذيرفته‌اي و ميهمان خود کرده‌اي... آيا من لايق اين همه لطف و کرم مي‌باشم؟
مدينه، ميهمانانت آمده‌اند... و برخي در راهند تا به ديدار تو بيايند و با تو لحظه‌هايشان را سرشار از تيمن و تبرک کنند.مدينه، ميهمانانت را که با عشق به سوي تو آمده‌اند، پذيرا باش و اشک‌هاي گرمشان را بپذير و به محمدت(ص) بگو خواسته‌هايشان را پاسخگو باش. مدينه
سخن‌ها دارم از دست تو در دل
وليکن در حضورت بي‌زبانم

اخبار مرتبط:
قبرستان بقيع مملو از زائر و چشم براه زائران ايراني است
تصاویر منحصر به فرد سه بعدی از مسجد النبی
تصاویر سه بعدی منحصر به فرد دیگری از«مسجد النبی»
فيلم آموزشي " زائران آفتاب "
درهاي مسجدالنبي شب ها نیز باز است
با راهيان حرم، سلام مدينه
فيلم پروژه گسترش مسجد النبی (ص)


حاجی نمونه: احترام به ديگران غنيمت شمردن فرصت‌ها



حاجی نمونه: احترام به ديگران غنيمت شمردن فرصت‌ها [1387/08/26 - 10:43 ]


حاجي نمونه در گفت‌وگو با حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد حسينيان از كاروان شيخ حائري - قم ...
آمده‌ايم به استقبال اولين گروه حجاج ايراني حج تمتع 1387 و با چهره‌هايي لبريز از شوق زيارت حرم حضرت رسول(ص) و حرم امن الهي مواجهيم. حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد حسينيان يکي از اينهاست که پاسخ ما را لبيک مي‌گويد و ضمن نشان دادن اشتياق وصف ناپذير خود، در خصوص ويژگي حاجي نمونه چنين مي‌گويد:
- به نظر بنده حاجي نمونه بايد ويژگي‌هاي متعدد و متفاوتي داشته باشد که بعضي از مهمترين آنها عبارتست از:
1 داشتن اخلاق اسلامي. يعني مراعات نمودن مسائل اخلاقي، مثل احترام به همسفران، مسؤولين کاروان‌ها و تمامي افرادي که در اين سفر به نوعي با آنها سر و کار داريم.
2 رعايت اصولي که از سوي مسؤولين جهت حفظ آبروي جمهوري اسلامي به ما توصيه شده است.
3 لحظه‌ها و اوقات را در اين سفر به بطالت نگذرانيم و اين فرصتي که خداوند در اختيارمان گذاشته و بهترين فرصت است، از آن استفاده کنيم و از فضاي معنوي بيشتر بهره را ببريم.

تلاش براي حجي مناسب و مطلوب



تلاش براي حجي مناسب و مطلوب [1387/08/26 - 10:39 ]

رئيس ستاد مدينه منوره سازمان حج و زيارت : امسال براي اولين مرتبه حضور صددرصدي اقامت زائران را در منطقه مرکزي مدينه شاهد هستيم. اين رقم در مکه هم به بيست درصد رسيده است. ...

گفت‌وگو با مسعود مجردي رئيس ستاد سازمان حج و زيارت در مدينه منوره
به عنوان رئيس ستاد مدينه منوره، چه کرده‌ايد که زائرين با فراغ بال بيشتري از اين سفر معنوي بهره ببرند؟
- مقدمات ورود هم‌وطنان به عربستان و اختصاصاً به مدينه منوره از ماه‌ها قبل تدارک ديده شده است آن هم با حضور هيأت‌هاي تدارکات، اجرايي، درماني، بهداشتي و اجاره مسکن. يعني آن چه در قدم اول براي آرامش حجاج در مدينه صورت گرفته با اين شاخص‌ها آغاز شده تا تمامي امکانات در خدمت کاروان‌‌ها و حجاج قرار گيرد، اين ، تمامي هم و غم ماست.
قدم بعدي اين بود که مي‌بايستي يکسري هماهنگي‌ها ميان ما و عربستان صورت بگيرد تا تسهيلاتي فراهم شود که حجاج به امور معنوي خود بيشتر برسند که از جمله آنها مي‌توان به ورود زائران به مدينه، مسجدالنبي و بقيع اشاره کرد. الحمدلله سطح همکاري عربستان خوب بوده و درخواست‌ها را اجابت کرده‌اند و اميدواريم تا پايان سفر هم به همين‌گونه باشد.
ما اصرار داريم زائرين هنگام حضور در مدينه آرامش داشته باشند تا بتوانند توشه مناسبي فراهم کنند و مکه و مناسک را به خوبي تجربه نمايند. چون لازمه انجام درست اعمال و مناسک حج، توشه چيني مناسب در مدينه است.
اميدوارم تلاش ما در حوزه اجرايي نتيجه بدهد و اين توفيق را داشته باشيم که حضور در مکه و انجام مناسک را براي زائران مفيدتر کنيم.

نقطه آغاز اين فعاليت‌ها از چه زماني شروع شده است؟
- پايان عمليات حج سال قبل نقطه شروع فعاليت کار ماست براي سال بعد. که آن هم با اجاره مسکن مورد نياز سال بعد آغاز مي‌شود. حسب دستور رياست محترم سازمان حج و زيارت پايان حج آغاز حج بعدي است لذا در فاصله کوتاهي و با شروع عمليات حج عمره، ستادهاي حج در عربستان مستقر مي‌شوند و عوامل مربوطه از جمله تدارکا ت و درمان و... کارشان را آغاز مي‌کنند، هر چه به سفر نزديک‌تر شويم اين فعاليت‌ها جدي‌‌تر مي‌شود. البته خود من وقتي به مدينه آمدم تمامي امور انجام شده بود و فعلاً همان‌طور که گفتم تمامي تلاش ما و هدف ما راحتي زائران است براي حظ وافر در مدينه.
رهبر فرزانه انقلاب سال جاري را سال نوآوري و شکوفايي نامگذاري نمودند. جنابعالي و همکارانتان براي نيل به اين اهداف چه تمهيداتي در فعاليت‌هاي خود انديشيده‌ايد؟
- امسال براي اولين مرتبه حضور صددرصدي اقامت زائران را در منطقه مرکزي مدينه شاهد هستيم. اين رقم در مکه هم به بيست درصد رسيده است، يعني حجاج در هتل‌هايي با فاصله 1500 متري مسجدالحرام و حوالي قبرستان ابوطالب ساکن شده‌اند.
موضوع ديگر در مورد آشپزخانه‌هاست که امسال صددرصد مکانيزه شده‌اند. يعني از سنتي به صنعتي رسيده‌اند. برنامه‌اي هم داريم که زائران و اعضاي کاروان‌ها را به صورت نوبتي به بازديد از آشپزخانه‌ها ببريم. استقبال با شکوه از اولين گروه زائران که به مدينه منوره وارد شدند هم امسال براي اولين مرتبه صورت گرفت.
از روند ورود زائران مدينه منوره بفرماييد.
- تا امروز (شنبه) بيش از بيست هزار زائر و به تعبيري 71 درصد از زائران «مدينه اول» وارد مدينه شده‌اند.
با توجه به اين که هدف شما توشه چيني هر چه بهتر زائران از فضاي معنوي مدينه منوره است چنانچه توصيه‌هايي در اين ارتباط است، بفرماييد.
- بسياري از مسائل که در ارتباط با کاروان‌هاست به مديران‌شان اعلام شده است از جمله اين که از ورود علامت‌هاي کاروان به بقيع جلوگيري مي‌شود؛ لذا اصرار داريم که با خودشان علامتي همراه نبرند و از روش‌هاي ديگري جهت هدايت زائران خود استفاده کنند. نکته اي هم که در ارتباط با زائران وجود دارد اين است که خواهش مي‌کنيم احساسات خود را کنترل کنند. نکته حائز اهميت اينکه دو سال است مسجد النبي شب‌ها هم تا صبح در خدمت مشتاقان است و زائران مي‌‌توانند از اين فضاي معنوي بهره ببرند.
نکته مهم ديگر اين است که توصيه مي‌کنيم حتماً در مراسمي که از سوي بعثه مقام معظم رهبري برپا مي‌شود شرکت کنند. اين مراسم در حفظ و افزايش معنويت زائران بسيار موثر است، شايان ذکر است که ما برنامه تمامي مراسم مربوط را براي کاروان‌ها ارسال کرده‌ايم.
توصيه مهم اين است که از زائران مي‌خواهيم به قوانين، مقررات و اعتقادات کشور ميزبان احترام بگذارند. اين احترام نشان‌دهنده شخصيت زائر ايراني است، ضمن اين که به زائران آرامش مي‌دهد تا بدون استرس و فشار حج خوبي را تجربه کنند و با دست پر به وطن بازگردند. اين روزها به سرعت مي‌گذرد و ممکن است وقتي حاجي به ايران برمي‌گردد افسوس و حسرت کارهاي نکرده را بخورد.

طرحی نو برای زائران بیت الله الحرام در سال نوآوری و شکوفائی

طرحی نو برای زائران بیت الله الحرام در سال نوآوری و شکوفائی [1387/08/26 - 10:31 ]


سازمان حج و زيارت در سال شکوفايي و نوآوري براي موسم حج تمتع تمهيداتي انديشيده است تا ضمن خدمت بيشتر به حجاج ايراني، نوآوري مورد نياز را نيز تحقق بخشد. ...
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، سازمان حج و زيارت در سال شکوفايي و نوآوري براي موسم حج تمتع تمهيداتي انديشيده است تا ضمن خدمت بيشتر به حجاج ايراني، نوآوري مورد نياز را نيز تحقق بخشد.
سيدمرتضي حسيني رئيس اداره اسکان سازمان حج و زيارت در اين باره به خبرنگار زائر گفت: ما امسال براي اولين بار طرح «کارت نقشه» را براي حجاج ايراني خانه خدا در نظر گرفته‌ايم. که شامل کارت شناسايي هر حاجي است به همراه نقشه دقيق اقامتگاه او. به عنوان‌ مثال اگر شما در هتل الزهراء مدينه ساکن باشي پشت کارت شناسايي‌ات تکه نقشه‌اي درج شده و محل دقيق هتل الزهراء با رعايت معرفي اماکن و خيابان‌هاي اطراف آن به چشم مي‌خورد.
چنين نقشه‌اي کمک مي‌کند که اگر زائري خداي ناکرده محل اقامت خود را گم کرد بتواند حتي با نشان دادن نقشه درج شده در پشت کارت شناسايي‌اش حتي به فردي غير ايراني از او کمک بگيرد.
سيدمرتضي حسيني نوآوري ديگر در موضوع مسکن حجاج را اجاره هتل‌هاي نزديک‌تر به مسجدالحرام عنوان کرد و افزود: امسال براي حدود 25 درصد از حجاجي که در منطقه عزيزيه و در منازل آنجا ساکن بوده‌اند هتل‌هايي در نزديکي مسجدالحرام اجاره کرده‌ايم.
وي با بيان اين نکته که در هر منطقه از مناطق محل استقرار حجاج ايراني نماينده‌اي در موضوع اسکان از سوي سازمان حج و زيارت مشخص شده، يادآور شد: حجاج عزيز ايراني مي‌توانند مشکلات محل اقامت خود را از اين طريق با نماينده سازمان در ميان بگذارند.


اخبار مرتبط:
تاكيد آيت الله ري شهري بر ضرورت نوآوري در خدمت رساني به زايران
رئیس سازمان حج جزئیات اعزام زائران به حج را تشریح کرد

زیارت مرقد امامین عسگریین(ع)-با حضور زائران ایرانی


با حضور زائران ايراني - زيارت مرقد امامين عسگريين (ع ) آغاز شد [1387/08/26 - 10:07 ]
زيارت مرقد امامين عسگريين از روز جمعه و با تشرف دهها هزار زائر شروع شد. ...
از صبح روز جمعه بيش از ده هزار زائر از مناطق مختلف عراق و همچنين زائران كشورهاي همسايه به ويژه ايران با ورود به سامرا مرقد امامين عسگريين را زيارت كردند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، روزنامه عراقي الصباح « رعد جاسم محمد » فرمانده اتاق عمليات سامرا اعلام كرد : دهها زائر از سامرا و ديگر شهرهاي عراق روز جمعه اجازه ورود به مرقد امامين عسگريين را در اين شهر يافتند و همچنين در اين مكان مقدس نماز جمعه را همراه با برقراري تدابير شديد امنيتي برپا كردند.
وي خاطرنشان كرد : بيش از ده هزار تن از زائران مناطق صلاح الدين بغداد نجف كربلا ناصريه بصره و ديگر استانها در كنار زائرين كشورهاي همسايه عراق به ويژه ايران وارد سامرا شدند و اين مكان مقدس را زيارت كردند.
وي در ادامه درباره اتخاذ تدابير شديد امنيتي در اين شهر گفت : نيروهاي ارتش پليس و نيروهاي بيداري با اجراي تدابير امنيتي مناسب فضايي امن را به وجود آوردند و درعين حال اهالي سامرا هم با پربايي چادرهايي از زائران پذيرايي كردند.
يكي ديگر از مسئولان بلندپايه سامرا در اين باره گفت : مراسم استقبال از زائران مرقد امامين عسگريين بعد از درخواست شمار زيادي از سران عشاير و بزرگان اين شهر صورت گرفت .
حرمين امامين عسكريين (ع ) در اسفند سال 85 هدف عمليات تروريستهاي تكفيري قرارگرفت و تخريب شد .

۱۳۸۷ آبان ۲۵, شنبه

خدایا


خدايا عاشقان را با غم عشق اشنا کن

ز غم ها ي دگر ،غير از غم عشقت رها کن

تو خود گفتي که در قلب شکسته خانه داري

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن


خدايا درهاي بسته فراوان است قلوب کدر و سخت راه را بر نور هدايتت بسته چشمهابيناست اما به روي تيره گي ونشانه هايت محو گشته يقينا بايد منتظر معجزه بود اما به يقيين مي دانم اين دلها معجزه نمي خواهد تنها عزم و اراده مي خواهد تنها عشق مي خواهد بارها آمده ايم و بارها و بارها خواهيم آمد حتي اگر آني که مي خواهيم بدست نيايد. چقدر بدبختند آنان که مي خوانند تا قيمتي براي کارشان آشکار گردد و حال اينکه بر در سرايي نشسته ايم که از بهشت رضوان نيکوتراست هم اکنون صدا مي زنم خدايا از سراي کبريائيت جايي نخواهم رفت حتي بهشت ارزاني آنان که به بويي حلواي نسيه جانفشاني مي کنند ما را همين کنج خلوت بهتر است بهشت نمي خواهيم ...
نمي دانم چرا هر در که مي زنم گشوده نمي شود اين چشمان وحشت زده به اميد قلم بخششت به آسمان مي نگرد شايد دري باز کني ...

(نسیم یاد معبود در کویرستان جان)

سرخضوع حماء مسنون

ديدمش در اوج سرگرداني، خسته و درمانده و نا اميد. گفتمش: «در اين برهوت تنهايي چه مي کني و به کجا مي گريزي؟» سر از جيب اندوه بيرون آورد، تير نگاهش را در کوير دنيا رها کرد؛ تا بي نهايت. گفتم: «چرا غمگيني، به کجا مي گريزي؟» گفت: «مرا که مي شناسي. انسانم از عدم آمده ام و در غوغاي وجود رها شده ام.» گفتم: «انساني و چنين غمزده؟» گفت: مي داني، از روزي که به عالم وجود گام نهاده ام؛ به بهانه گريز از تنهايي در پي يک آشنا، پهنه هستي را گرديده ام. خواستم با آسمان و زمين دوست گردم، نپذيرفتند مرا. دريا را التماس کردم. با ستارگان، گلها، درختان، سنگ و کوه، کوير و دشت، جويبارها و چشمه ها؛ همه و همه را به دوستي التماس کردم تا از تنهايي در دنيا بگريزم. ليکن هيچ کدام مرا لايق دوستي خويش ندانستند. همه راندند مرا. چرا که کيان و خلقتم را مي دانستند و مي شناختند. تو مي شناسي مرا؟ مرا از «حماء مسنون»1 ساختند و پرداختند: «لجن بدبو و متعفن» اين است که هيچ موجودي حاضر به دوستي با من نشد. من ناچيزم، پستم، خرد و حقيرم. نمي دانم، پس فلسفه آمدنم چه بود؟ تنهايي و غربت؟ نا اميدي و درماندگي؟

گفتم: «خلقتت را مي شناسم. آري تو را از «حماء مسنون» آفريدند، ليکن حماء مسنون، سر خضوع و افتادگي توست. راز اصلي وجودت در «نفخت فيه من روحي» است. تو انساني مغاک و حضيض خاک قرار گاه تو نيست. چون خداي، گلت را ساخت تو را با دم رباني اش حيات بخشيد. گل بودي، بي جان. خدا از روح خود در تو دميد تا که برخاستي. نبودي و از بود او ممکن شدي و اينکه هيچ موجودي در عالم وجود، با تو دوستي نکرد نه بدان دليل است که تو لايق نبودي بلکه هيچ آفريده اي توان دوستي با تو را نداشت. لايق تو نبود. لياقت تو خداست، نه آسمان و زمين و آب و دريا و خاک. تو از آنِ خدايي و خداوند، آنِ‌ تو.
گفت: «پس چرا تنهايي را برايم برگزيد؟» گفتم: «گمانم اين است خدا آن گاه که از آفرينش موجودات دست بداشت به آفرينش موجودي دست زد که راز گوياي او باشد و هم سخنش. تو را ساخت، براي خودش. خواست همنشين شوي و همنشينت باشد.» مي گفت: «من کنز مخفي وجود بودم دوست داشتم شناخته شوم.» با عنصري خدايي به نام «انسان» موجودي از روح خودش. و چه کسي جز روح الهي مي توانست او را کشف کند و بنماياند؟تو را آفريد به خاطر خود. به خاطر اينکه خدا، همدل و همراز مي خواست و تو مپنداري که اين نياز خداست که همراز جستن عين ناز است نه نياز. اينکه مي بيني جمالش را هنگامي به تو مي نماياند که از تمام دلبستگي ها و تعلقات رها گردي و تنهاي تنها، به خاطر اين است که او تنهايي اش، برترين خصلت وحدانيش، را به تو ارزاني داشت، تا در اوج نياز با او همراز شوي و وحدانيت او را نيک بشناسي و به اوج قرب برسي.خدا روح الهي به تو بخشيد و عقل و دل را نيز در کالبد وجودت به وديعت نهاد تا با عقل او را بشناسي، با دل، دلداده اش گردي و با روح به سويش پربگشايي.
و دل، دلت را به «اکسير عشق» زنده ساخت تا فقط او را دوست بداري و از سوز اين اکسير او را فرياد کني. بايد با اکسير عشق سوزانده شوي؛ شعله ور گردي تا توان تماشاي آفتاب دل آراي جمالش را بيابي.
«حماء مسنون» سر خضوع و افتادگي توست؛ فراموش مکن. ليکن راز اصلي وجودت در «نفخت فيه من روحي» است. تويي که بايد فاصله «لجن متعفن» تا «خدا» را بپيمايي. بايد روحت را به قابليت اوج و عروج بيارايي و تا‌ آنجا رسي که جبريل امين را اجازت ورود نبود. و نمي دانم چگونه اين انسان، شرف خلقت، دلش مي آيد روحي را که از دم معبود رونق حيات يافته و به آتش عشق گداخته، در اين رهگذر دنيا بي تفاوت باشد و عمر را در غفلت از روح و دل و جان به سر برد و روي به خزان نهد؟ اندوه بارتر اينکه، دل به غير بسپارد؟
نمي دانم چگونه مي پذيرد روح را سرگرم دنيا کند و مگر نه اين است که هر اندازه دنيا سرگرمش کند، دل خدايي اش سرد مي گردد و فروغ عشقش به خاموشي مي گرايد. نمي دانم. ليکن همين اندازه فهميده ام، لحظاتي هست که دل، تنگ خدا و روح بي قرار او مي شود و جان در فراقش مي گدازد آن هنگام است که بايد «دل و جان و روح» را به حال خود گذاشت تا در فروغ معنويت و جلوه هاي جمال حق سير کنند شايد کمي آرام گيرند. .1 سوره حجر، آيه26.


دست نیاز


سلام کعبه! سلام آستان سبز سجودم ،سلام قبله ي من !هستي ام ! تمام وجودم !سلام چهارگوشه، قلب زمين. سلام دست خدا،‌ پاي ابراهيم،‌ حرمت هاجر، حجر اسماعيل. سلام کعبه! سلام آدم،‌ علي،‌ مهدي (عليهم السلام)، سلام سجاد،‌ مغفر آدم، مولود علي (ع)،‌ سلام تکيه منجي عالم، موعود خدا (عج)،‌ سلام خانه دردانه هاي خدا،‌ سلام قبله گه عشق،‌ رمز خدا ميان ما و خدا! کعبه ام به تو مي انديشم...با کدامين چشم مي تون نگاهت کرد؟و با کدام گوش مي توان صدا ي حمد و تسبيح به ظاهر خاموشان هستي راشنيد؟ در اين بي نظمي پر از نظم...در اين هياهو ي پر از سکوت...چگونه صدايت زنم؟ آنگاه که هر لحظه من و تو در برابر هم ايستاده ايم...مي دانم تنها شهادت است که به کار مي ايد...و تو بر من شاهدي و من بر تو آمده ام تا از دستت پياله اي بگيرم در اين سرا ي سراسر راز.آآآآآآآآآآه که مي دانم که مستم مي کني..اين همان است همان گوهر است که از تو خواسته بودم...
کعبه دوستت دارم و مي دانم که دوستم داري

۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه

رمى جمرات سه گانه


(سيزدهمين عمل از اعمال حج)

نقشه جمرات سه گانه



* در روز يازدهم و دوازدهم ذى حجه حجّاج بايد به هريك از سه ستون هفت عدد سنگ بزنند.
* وقت رمى: از طلوع آفتاب تا غروب است. (چه در روز عيد يا در اين ايام).
رمى در شب جايز نيست (مگر كسى كه عذر داشته باشد و نتواند در روز رمى كند)(1) و اگر مثلاً روز يازدهم، رمى را ترك كرد، بايد فرداى آن روز قبل از رمى همان روز، رمى روز گذشته را قضا كند.
* كيفيت رمى: همانگونه كه در رمى جمره عقبه بيان شد.
* ترتيب رمى: ابتدا بايد به جمره اولى سنگ زد و سپس به وسطى و بعد از آن به جمره عقبه.
در روز دوازدهم ذى حجه، بعد از ظهر شرعى حجاج مى توانند از مِنا خارج شوند، ولى چنانچه كسى آن روز از مِنا نرود تا آفتاب غروب كند، بايد شب سيزدهم را نيز در منا بماند و روز سيزدهم جمرات سه گانه را رمى كند.



رمي جمرات


رمي جمرات


(1) - بانوان نيز، در شب دهم مى توانند رمى جمره عقبه كه از اعمال روز عيد است انجام دهند ولى رمى جمرات روزهاى يازدهم و دوازدهم را بدون عذر نمى توانند در شب انجام دهند.

بيتوته در مِنا


(دوازدهمين عمل از اعمال حج)


يكى ديگر از واجبات حج، بيتوته (ماندن در شب) در مِناست.
1 ـ تمام حجاج، چه آنها كه براى اعمال بعد از منا به مكّه رفته اند و چه آنها كه به مكه نرفته اند و در مِنا مانده اند، بايد شب يازدهم ذى حجه و شب دوازدهم را از غروب آفتاب تا نيمه شب، با قصد قربت در منا باشند، بنابر اين آنها كه به مكّه رفته اند بايد قبل از غروب به منا برگردند.
2 ـ بر اين افراد ماندن در منا واجب نيست:
* بيماران و پرستاران آنها و ديگر كسانى كه ماندن در آنجا برايشان مشقّت داشته باشد.
* كسانى كه در مكّه تمام شب از اوّل آن تا صبح به عبادت خدا مشغول باشند و كار ديگرى بجز كارهاى ضرورى نكنند.
* كسانى كه ترس آن دارند اگر در منا بمانند اموالى از آنها در مكّه از بين برود.
3 ـ كسى كه بيتوته در منا را ترك كند، بايد براى هر شب يك گوسفند قربانى كند، امّا بر كسى كه تمام شب را در مكّه به عبادت مشغول بوده، كفّاره واجب نيست.


سرزمین منا
سرزمین منا



نماز طواف نساء


(يازدهمين عمل از اعمال حج)

پس از انجام طواف نساء ، بايد دو ركعت نماز، به نيّت نماز طواف نساء بخواند.
كيفيت نماز طواف نساء :
1 - به همان نحو است كه در نماز طواف عمره تمتع گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيّت كه در اينجا بايد به نيّت نماز طواف نساء بجا آورد .
2 - مانند نماز صبح است، ولى حمد و سوره را مى تواند بلند يا آهسته بخواند.
وقت نماز طواف نساء :
بعد از طواف نساء است .
مكان نماز طواف نساء :
كافي است در هر نقطه اي كه عرفاً بگويند پشت مقام است گرچه از مقام دور باشد نماز را بخواند بلكه در اين صورت بعيد نيست كه نماز در هر جاي مسجد الحرام صحيح باشد .
1 - پس از انجام نماز طواف نساء زن بر مرد و مرد بر زن كه به واسطه احرام ، حرام شده بود ،حلال مى شود .
2 ـ بر تمام افراد بالغ و عاقل واجب است كه نمازها را به طور صحيح ياد بگيرند تا تكليف الهى را درست انجام دهند; بخصوص كسى كه قصد عمره يا حج دارد بايد نماز خود را تصحيح كند، تا تمامى نمازها كه از جمله آنها نماز طواف است، به طور صحيح انجام شود.
3 ـ بنابراحتياط واجب بايد پس ازطواف،نماز طواف را زود بجا آورد به طورى كه مردم نگويند بين آنها فاصله شده است.
4 ـ جايز است نماز طواف مستحب را هر جاى مسجدالحرام كه بخواهد بجا آورد.

پشت مقام ابراهيم ( محل نماز طواف نساء)

طواف نساء


(دهمين عمل از اعمال حج)
پس از انجام سعى بايد هفت مرتبه به نيّت طواف نساء دور خانه كعبه كه در مسجدالحرام است بگردد.
كيفيت طواف نساء :
1 - به همان نحو است كه در طواف عمره تمتع گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيّت كه در اينجا بايد به نيّت طواف نساء بجا آورد .
2 - طواف نساء و نماز آن اختصاص به مردان ندارد ، بلكه بر تمام كسانى كه حج (1) به جا مى آورند واجب است .
3 - پس از سعى لازم نيست فوراً طواف نساء را بجا آورد و تأخير انداختن آن حتى تا چند روز بعد هم اشكال ندارد .
4 ـ طواف را بايد از مقابل گوشه اى از كعبه كه حَجرُالاَْسْوَد(2)در آن است آغاز كند و در همان جا به پايان ببرد.(3)
5 ـ خانه كعبه، در حال طواف بايد در طرف چپ طواف كننده باشد، بنابراين اگر در حال حركت رو به كعبه باشد، يا عقب عقب برود صحيح نيست.
6 ـ انسان بايد همانطورى كه همه مسلمانان طواف مى كنند ـ بدون دقّتهاى اهل وسوسه ـ طواف را از مقابل حجرالاسود شروع كند و ادامه دهد و ايستادن مقابل حجرالاسود در هر دور لازم نيست.
7 ـ طواف كننده بايد به دور «حِجْرِ اسماعيل» (4) هم بگردد، يعنى در هنگام طواف، داخل «حِجر» نرود.
8 - براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجد الحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند ، طواف مجزى است ، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فى ما بين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد .
9 ـ اگر انسان بر اثر بيمارى يا پيرى يا زيادى جمعيّت نتواند در اين محدوده طواف كند، طواف در خارج اين حدّ اشكال ندارد.
10 ـ طواف كننده بايد با طهارت طواف كند يعنى با وضو باشد و غسلى برعهده او نباشد و نيز بدن و لباس وى پاك باشد، همانگونه كه نماز مى خواند.


مسجد الحرام


(1) - عمره مفرده كه جداى از حج است نيز طواف نساء دارد .(2) - سنگى است بيضى شكل و سياه رنگ، كه در گوشه شرقى ديوار كعبه، با ارتفاع 5/1 متر از سطح مسجد نصب شده است.(3) - هم اكنون از مقابل حجرالاسود تا آخر صحن مسجدالحرام خط سياهى كشيده شده است كه افراد مى توانند هنگام رسيدن به همان خط، طواف را آغاز و به همانجا ختم كنند.(4) - حجر اسماعيل: فضايى است بين كعبه و ديوارى نيم دايره به عرض حدود 10 متر كه از زاويه شمالى تا زاويه غربى كعبه امتداد دارد. هرگاه باران بر بام كعبه ببارد، از ناودان رحمت در اين فضا مى ريزد، اينجا مدفن حضرت اسماعيل (عليه السلام) و مادرش هاجر و پيامبران بسيارى مى باشد.

سعى بين صفا و مروه


(نهمين عمل از اعمال حج)
پس از انجام نماز طواف حج ، بايد هفت مرتبه فاصله بين «صفا» و «مَروه» را كه امروزه به صورت سالنى ساخته شده و كنار مسجدالحرام قرار دارد بپيمايد.
كيفيت سعى :
1 - به همان نحو است كه در سعى عمره تمتع گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيّت كه در اينجا بايد به نيّت سعى حج بجا آورد .
2 ـ سعى، بايد از «صفا» آغاز و به «مروه» ختم شود.
3 ـ پيمودن فاصله «صفا» تا «مروه» يك مرتبه و برگشتن از «مروه» به «صفا» مرتبه دوّم به حساب مى آيد; بنابراين هفت شَوْطِ (1) سعى بر «مروه» ختم مى شود.
4 ـ نشستن و استراحت كردن و رفع خستگى بر صفا و مروه و در بين آنها جايز است و اگر در بين سعى باشد، بايد از همانجا كه سعى را قطع كرده است، ادامه دهد.
5 ـ سعى بين صفا و مروه لازم نيست با وضو و طهارت انجام شود، گرچه احتياط مستحب است.
6 ـ سعى در طبقه دوّم، چون بالاتر از دو كوه مى باشد اشكال دارد.


سعي بين صفا و مروه


سعي بين صفا و مروه

(1) - شوط: درلغت به معناى نهايت دويدن تاهدف و در اينجا به معنى يك بار دور زدن اطراف كعبه و يك بار پيمودن فاصله صفا تا مروه، يا مروه تا صفا مى باشد.

نماز طواف حج



(هشتمين عمل از اعمال حج)
پس از انجام طواف حج ، بايد دو ركعت نماز، به نيّت نماز طواف حج بخواند.
كيفيت نماز طواف حج:
1 - به همان نحو است كه در نماز طواف عمره تمتع گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيّت كه در اينجا بايد به نيّت نماز طواف حج بجا آورد .
2 - مانند نماز صبح است، ولى حمد و سوره را مى تواند بلند يا آهسته بخواند.
وقت نماز طواف حج:
بعد از طواف و قبل از سعى است.
مكان نماز طواف حج:
كافي است در هر نقطه اي كه عرفاً بگويند پشت مقام است گرچه از مقام دور باشد نماز را بخواند بلكه در اين صورت بعيد نيست كه نماز در هر جاي مسجد الحرام صحيح باشد .


پشت مقام ابراهيم ( محل نماز طواف )


چند مسأله
1 ـ بر تمام افراد بالغ و عاقل واجب است كه نمازها را به طور صحيح ياد بگيرند تا تكليف الهى را درست انجام دهند; بخصوص كسى كه قصد عمره يا حج دارد بايد نماز خود را تصحيح كند، تا تمامى نمازها كه از جمله آنها نماز طواف است، به طور صحيح انجام شود.
2 ـ بنابراحتياط واجب بايد پس ازطواف،نماز طواف را زود بجا آورد به طورى كه مردم نگويند بين آنها فاصله شده است.
3 ـ جايز است نماز طواف مستحب را هر جاى مسجدالحرام كه بخواهد بجا آورد.

طـواف حج


(هفتمين عمل از اعمال حج)

پس از انجام اعمال مِنا در روز عيد قربان، حاجى بايد بار ديگر براى انجام پنج عمل از اعمال حج به مكّه برگردد، گرچه وقت اين اعمال تا پايان ماه ذى حجه است و مى تواند در مِنا بماند براى بقيه اعمالى كه در مِنا شبهاى يازدهم و دوازدهم و روزهاى يازدهم و دوازدهم انجام مى شود و بعداز ظهر روز دوازدهم از منا خارج شود و براى بقيّه اعمال به مكّه بيايد.

اما پنج عملی که در مکه بایدانجام شود،عبارت است از:
1 ـ طواف حج (هفتمين عمل حج)

2-نماز طواف حج (هشتمین عمل حج)

3-سعی بین صفا و مروه (نهمین عمل حج)

4-طواف نساء (دهمین عمل حج)

5-نماز طواف نساء (یازدهمین عمل حج)


احكام طواف
1 - كيفيت طواف حج به همان نحو است كه در طواف عمره تمتع گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيّت كه در اينجا بايد به نيّت طواف حج بجا آورد .
2 ـ طواف را بايد از مقابل گوشه اى از كعبه كه حَجرُالاَْسْوَد(2)در آن است آغاز كند و در همان جا به پايان ببرد.(3)
3 ـ خانه كعبه، در حال طواف بايد در طرف چپ طواف كننده باشد، بنابراين اگر در حال حركت رو به كعبه باشد، يا عقب عقب برود صحيح نيست.
4 ـ انسان بايد همانطورى كه همه مسلمانان طواف مى كنند ـ بدون دقّتهاى اهل وسوسه ـ طواف را از مقابل حجرالاسود شروع كند و ادامه دهد و ايستادن مقابل حجرالاسود در هر دور لازم نيست.
5 ـ طواف كننده بايد به دور «حِجْرِ اسماعيل» (4) هم بگردد، يعنى در هنگام طواف، داخل «حِجر» نرود.
6 - براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجد الحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند ، طواف مجزى است ، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فى ما بين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد .
7 ـ اگر انسان بر اثر بيمارى يا پيرى يا زيادى جمعيّت نتواند در اين محدوده طواف كند، طواف در خارج اين حدّ اشكال ندارد.
8 ـ طواف كننده بايد با طهارت طواف كند يعنى با وضو باشد و غسلى برعهده او نباشد و نيز بدن و لباس وى پاك باشد، همانگونه كه نماز مى خواند.

(1) - نساء به معنى زنان است، و طواف نساء يكى از اعمال عمره مفرده و حج است و به سبب آن زن بر مرد و مرد بر زن كه به سبب احرام، حرام شده بود حلال مى شود.

(2) - سنگى است بيضى شكل و سياه رنگ، كه در گوشه شرقى ديوار كعبه، با ارتفاع 5/1 متر از سطح مسجد نصب شده است.

(3) - هم اكنون از مقابل حجرالاسود تا آخر صحن مسجدالحرام خط سياهى كشيده شده است كه افراد مى توانند هنگام رسيدن به همان خط، طواف را آغاز و به همانجا ختم كنند.

(4) - حجر اسماعيل: فضايى است بين كعبه و ديوارى نيم دايره به عرض حدود 10 متر كه از زاويه شمالى تا زاويه غربى كعبه امتداد دارد. هرگاه باران بر بام كعبه ببارد، از ناودان رحمت در اين فضا مى ريزد، اينجا مدفن حضرت اسماعيل (عليه السلام) و مادرش هاجر و پيامبران بسيارى مى باشد.


حلق يا تقصير


(ششمين عمل از اعمال حج)

1 ـ پس از قربانى، حاجى بايد حلق كند، يعنى موهاى سر خود را بتراشد، يا تقصير كند، يعنى مقدارى از مو و ناخن خود را بچيند.


تقصیر

تقصیر

2 ـ با انجام اين عمل تمام محرّمات احرام بر او حلال مى شود، بجز حرام بودن زن و مرد بر يكديگر و استفاده از بوى خوش، كه آنها هم با انجام بقيّه اعمال حلال خواهد شد و در برخى موارد صيد نيز حرام است. بنابر اين، پس از تراشيدن سر يا تقصير مى تواند لباس احرام را بيرون آورده و لباس معمولى خود را بپوشد.
3 ـ مرداني كه سال اوّل حج آنهاست، بنا بر احتياط واجب بايد سر بتراشند و تقصير كفايت نمى كند، ولى افرادى كه بار اوّل آنها نيست مى توانند تقصير كنند يا سر بتراشند.
حلق(تراشیدن سر)


حلق(تراشیدن سر )
4 ـ بانوان بايد تقصير كنند.
5 ـ محل حلق يا تقصير مِنا است.
6 ـ زمان حلق يا تقصير، تا روز سيزدهم ذى حجه است، گرچه احتياط واجب آن است كه روز عيد انجام شود.
7 ـ اگر حاجى براى قربانى به كسى وكالت دهد، تا وكيل او قربانى نكرده، نمى تواند حلق يا تقصير كند، بنابر اين كسانى كه خود به قربانگاه نمى روند، بايد صبر كنند تا به آنها اطلاع داده شود كه قربانى انجام شده و پس از اطمينان به ذبح شدن حيوان حلق يا تقصير كنند.
8 ـ كسى كه خودش حلق يا تقصير نكرده، نمى تواند موى شخص ديگرى را بچيند يا بتراشد.

قربانى


(پنجمين عمل از اعمال حج)


1 ـ پس از سنگ زدن به جمره عَقبه، حجاج براى انجام يكى ديگر از واجبات حج، به قربانگاه رفته، و يك شتر، يا گاو، يا گوسفند قربانى مى كنند.
2 ـ ذبح يك حيوان براى چند نفر حاجى كفايت نمى كند و يك حيوان كمتر چيزى است كه به عنوان يكى از اعمال حج بايد ذبح كرد، امّا هر چه بيشتر ذبح كنند افضل است.


قربانی
3 ـ حيوان قربانى شرايطى دارد كه به تفصيل در كتاب احكام و مناسك حج آمده است، افرادى كه براى انتخاب قربانى به قربانگاه مى روند لازم است آن شرايط را بدانند، در اين نوشته به طور مختصر به آنها اشاره مى كنيم:



* سالم باشد (مريض نباشد).
* معيوب و ناقص العضو نباشد.
* كورى يا لنگى واضح نداشته باشد.
* دُم بريده نباشد.
* گوش بريده و شاخ شكسته نباشد.
* لاغر نباشد.
* اخته نشده باشد; (بيضه هايش را بيرون نياورده باشند).
* سن آن كامل باشد; اگر ميش است يك سال آن و اگر بز است دو سال آن كامل شده باشد. (تفصيل اين شرايط در كتب مفصل فقهى و مناسك مراجع تقليد آمده است).

گوسفند قربانی
4 ـ اگر حاجى پس از ذبح شك كند و حتى اگر احتمال دهد كه حيوان ناقص بوده يا ساير شرايط را نداشته اعتنا نكند.

5 ـ كسى كه حلق يا تقصير نكرده و حتى براى خود حيوانى را ذبح نكرده مى تواند براى ديگرى ذبح كند.

۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

رَمى جمره عَقَبَه


(چهارمين عمل از اعمال حج)
نقشه سرزمين منا





1 ـ پس از طلوع آفتاب روز دهم ذى حجه (عيد قربان) حجاج براى انجام بقيه اعمال حج از مشعر الحرام بيرون آمده و روانه مِنا(1) مى شوند.




سرزمین منا


و اولين عمل از اعمال منا را که رَمى(2) جمره عقبه است بايد انجام دهند .
2 ـ در آخر مِنا سه ستون سنگى وجود دارد كه اوّلين ستون، «جمره اُولى» و دومين آنها «جمره وُسطى» و سوّمى را «جمره عُقبى يا عَقَبه» مى نامند، اوّلين كار واجب در روز عيد قربان زدن هفت عدد ريگ به جمره عقبه است.
3 ـ هفت سنگ بايد به ستون بخورد، ولى لازم نيست پشت سر هم باشد، پس اگر دو عدد به ستون بخورد و سوّمى نخورد و چهارمى بخورد، تنها سه عددى كه به ستون خورده به حساب مى آيد. و اگر شك كند هفت عدد خورده يا نه، بايد به قدرى بزند تا يقين كند هفت عدد به جمره خورده است.





رمی جمره



4 ـ سنگ ريزه ها بايد اينگونه باشد:
الف - زياد بزرگ يا ريز نباشد، بلكه به اندازه اى باشد كه به آن ريگ بگويند.
ب - از منطقه حرم باشد، مثلا مشعرالحرام، منى يا شهر مكه.
ج - قبلا براى رمى از آن استفاده نشده باشد.
د - مباح باشد، (غصبى نباشد).

5 ـ بانوان،(3) كودكان، بيماران و پيرمردان مى توانند، شب عيدقربان پس از نصف شب و قبل از اذان از مشعر الحرام خارج شوند و اگر نمى توانند رمى جمره را در روز انجام دهند، مى توانند همان شب رمى جمره عقبه را انجام دهند.


(1) - مِنا: سرزمينى است واقع بين دو رشته كوه، نزديك مشعر الحرام.(2) - رمى: تيرانداختن، سنگ انداختن.(3) - اين حكم براى بانوان، مخصوص رمى روز عيد قربان است. ولى در روزهاى 11 و 12 تنها در صورتى كه از رمى در روز ناتوان باشند، مى توانند شب انجام دهند.

وقوف در مَشعر الحَرام (1)


(سوّمين عمل از اعمال حج)
بعد از مغرب روز نهم ذى حجه (شب عيد قربان) حاجيان از عرفات خارج مى شوند و براى انجام عملى ديگر از اعمال حج به طرف مشعر الحرام (مُزدلفه) حركت مى كنند.
1 ـ وقتى كه حاجيان به مشعر الحرام رسيدند، وقت وقوف، از طلوع فجر عيد قربان است تا طلوع خورشيد و احتياط آن است كه از وقت رسيدن به مشعر در شب قصد وقوف كند.
2 ـ در مشعر بجز ماندنِ در آنجا كار ديگرى واجب نيست گر چه مستحبات بسيارى دارد و از جمله آنها ذكر الهى گفتن و جمع آورى سنگريزه براى رمى جمرات است.

جمع آوري سنگ ريزه در مشعر



وقوف در مشعر الحرام ( شب عيد قربان )



(1) -
مشعر الحرام: وادى طويلى است ميان «عرفات» و «مِنا» و به آن «مُزْدلفَه» هم گفته مى شود، حاجيان بايد شب عيد قربان را در آنجا بمانند.

وقوف در عَرَفات

(دومین عمل حج)

نقشه سرزمين عرفات
حاجى، پس از احرام در مكّه، بايد براى وقوف در عرفات، روانه آنجا شود.
1ـ مراد از وقوف، بودن در آن مكان است چه سواره يا پياده، نشسته يا خوابيده; يعنى حاجى بايد آن روز را در صحراى عرفات بماند و از آنجا خارج نشود.
2 ـ زمان وقوف; لازم است از ظهر روز نهم ذى حجه تا مغرب همان روز در عرفات بماند. لكن تأخير وقوف از اوّل وقت به اندازه خواندن نماز ظهر و عصر و مقدمات آن اشكال ندارد.
3 ـ وقوف به عرفات و ساير اعمال حج ـ بجز طواف و نماز ـ نياز به طهارت (وضو يا غسل) ندارد. ولى مستحب است.
4 ـ در عرفات، كار ديگرى بجز بودنِ در آنجا واجب نيست، ولى مستحبات بسيارى دارد، و از بهترين مكانها براى استجابت دعاست و بهترين دعاها در آن مكان دعاى معروف ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) و امام زين العابدين(عليه السلام) در آن روز است.


سرزمين عرفات (جبل الرحمة)


سرزمين عرفات (محل وقوف)

احرام در مكّه


(اولین عمل حج)
اعمال حج نيز، مانند اعمال عمره با احرام آغاز مى شود.
كيفيت احرام حج:
مانند احرام عمره است، ولى در نيّت تفاوت دارد كه در آنجا به نيّت عمره تمتع محرم مى شد و اكنون به نيّت حج تمتّع محرم مى شود.
زمان احرام حج:
بعد از اعمال عمره تمتّع تا وقتى كه بتواند به وقوف در عرفات ـ ظهر روز نهم ذى حجّه ـ برسد.
امروزه به جهت كثرت جمعيّت و شلوغى راه كه احتمال نرسيدن به موقع به عرفات مى باشد، روز هشتم مُحرم مى شوند و شب عرفه به عرفات مى روند، هرچند اگر روز نهم هم مُحرم شوند وبروند وپيش ازظهرروزنهم به عرفات برسند مانع ندارد.
مكان احرام حج:
شهر مكّه است، گرچه مستحب است در حِجر اسماعيل يا نزد مقام ابراهيم محرم شود.
شهر مکه ( مسجد الحرام ) محل احرام حج تمتع
تمام اعمال حج از احرام تا رمى جمرات از عبادات است و مانند نماز و ساير عبادات بايد به قصد قربت و اطاعت امر خداوند انجام شود.
وقتى كه انسان براى اعمال حج محرم شد تمام كارهايى كه در احرام عمره حرام بود، بر او حرام مى شود.

چند مسأله


1 ـ مسافر مى تواند، در مسجدالحرام و مسجدالنبى (صلى الله عليه وآله) ، نمازهاى چهار ركعتى را شكسته يا تمام بخواند، و اين حكم اختصاص به مسجد اصلى ندارد و در جاهاى توسعه يافته مسجد هم جارى است. بلكه در دو شهر مكه و مدينه هم مى تواند نماز را تمام بخواند.
2 ـ برداشتن قرآنهائى كه در مسجدالحرام و مسجدالنبى (صلى الله عليه وآله) و ساير مساجد است، بدون اجازه متصدى ذيربط جايز نيست.
3 ـ آوردن سنگ از صفا و مروه جايز نيست.
4 ـ اگر در مدت اعمال عمره، براى بانوان، عادت ماهانه پيش آيد، وظيفه آنان تغيير مى كند، كه بايد جهت آشنايى به وظايف خود به كتاب مناسك مراجعه كرده و يا از روحانى كاروان بپرسند.

پرهيز از اختلاف


1 ـ خارج شدن از مسجدالحرام يا مسجد مدينه هنگام شروع نماز جماعت جايز نيست و بر شيعيان واجب است كه با آنان نماز جماعت بخوانند.
2 ـ شركت در نماز جماعت اهل سنت اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) ندارد و در ديگر مساجد هم از نماز واجب كفايت مى كند.
3 ـ سجده كردن بر سنگهايى كه هم اكنون مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) با آنها فرش شده است، اشكال ندارد.
4 ـ در مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) سجده كردن روى فرشهاى مسجد مانع ندارد و مهر گذاشتن جايز نيست و لازم نيست كه در جايى كه سنگ است نماز بخوانند و لازم نيست حصير و مانند آن با خود ببرند، ولى اگر مراعات كنند كه موجب توهين نشود و حصير براى جا نماز با خود داشته باشند و روى آن نماز بخوانند به طورى كه متعارف ساير مسلمين است اشكال ندارد، ليكن تأكيد مى شود كه از عملى كه موجب هتك و انگشت نما شدن باشد، اجتناب نمايند.

ساير مستحبات مكّه معظمه

برخى ديگر از كارهايى كه در مكّه معظمه مستحب است از اين قرار است:
1 ـ زياد ذكر خدا كردن و خواندن قرآن.
2 ـ خواندن يك ختم قرآن.
3 ـ خوردن از آب زمزم و بعد از خوردن اين دعا را بخواند:
«أَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً و رِزْقاً واسِعاً وَشِفاءً مِنْ كُلِّ داء وَ سُقْم».
و نيز بگويد:
«بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَالشُّكْرَ لِلّهِ».
4 ـ نگاه كردن به كعبه.
5 ـ در هر شبانه روز ده مرتبه طواف كردن; در اول شب سه طواف، و در آخر شب سه طواف، و پس از صبح دو طواف، و بعد ازظهر دو طواف.
6 ـ هنگام توقف در مكّه به تعداد أيام سال يعنى سيصد و شصت مرتبه طواف كند و اگر اين مقدار نشد پنجاه و دو مرتبه و اگر آن هم ممكن نشد هر مقدارى كه بتواند.
از آداب «مسجدالحرام» و «مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله)» نماز خواندن در آنجاست كه ثواب بسيار دارد، و در برخى روايات، آمده است كه ثواب يك ركعت نماز در مسجدالحرام معادل صد هزار ركعت و در مسجدالنبى معادل ده هزار ركعت نماز در جاى ديگر است.(1) و چه بجا و مناسب است كه زائران محترم از اين فرصت به خوبى استفاده كنند و چنانچه نماز واجبى از ايشان قضا شده است، آنها را در اين مكانهاى شريف بجاى آورند، تا هم وظايف شرعى خود را انجام داده باشند و هم از پاداش بسيار زياد آن بهره مند گردند.
(1) - 1 ـ فروع كافى، ج 4 ، ص 526 و 556 .

مستحبات منا



مستحب است حاجى، روز يازدهم و دوازدهم را در منا بماند وحتى به جهت طواف مستحب از مِنا بيرون نرود.
مستحب است بعد از نمازها تكبير بگويد و بهتر در كيفيت تكبير آن است كه بگويد:
«اَللهُ أَكْبَرُ اَللهُ أَكْبَرُ لا إلهَ إلاَّ اللهُ وَاللهُ أَكْبَرُ اَللهُ أَكْبَرُ وَلِلّهِ الْحَمْدُ اللهُ أكْبَرُ عَلى ما هَدانَا اللهُ أَكْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهِيمَةِ الاَْنْعامِ وَالْحَمْدُللهِ عَلى ما أَبْلانا».

مستحبات قربانى


1 ـ قربانى بسيار چاق باشد.
2 ـ اگر قربانى، گاو يا شتر است، ماده باشد و اگر گوسفند است نر باشد.
3 ـ خودش قربانى را بكُشد، و اگر نتواند بكشد، دست خود را بالاى دست كسى كه ذبح مى كند بگذارد.
4 ـ در هنگام ذبح يا نحر اين دعا را بخواند:
وَجّهْتُ وَجْهِيَ لِلّذِي فَطَرَ السّماواتِ وَالْاَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ اِنّ صَلاتِي وَنُسُكي وَمَحْيايَ وَمَمَاتِي للّهِ رَبّ ‏الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذلِكَ اُمِرْتُ وَأنا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، اللّهُمّ مِنْكَ وَلَكَ بِسْمِ اللّهِ وَاللّهُ أكْبَرُ، أللّهُمّ تَقَبّلْ مِنّي"‏

مستحبات رمى


1 ـ هنگام رمى با طهارت باشد.
2 ـ هر سنگى كه مى اندازد، تكبير بگويد.
3 ـ جمره «عقبه» را پشت به قبله رمى كند و جمره «اولى» و «وسطى» را رو به قبله رمى كند.
4 ـ هنگامى كه سنگها را در دست گرفته و آماده رمى است، اين دعا را بخواند:
«اَل
لّهُمَّ هذِهِ حَصَياتى فَاَحْصِهُنَّ لى وَارْفَعْهُنَّ فى عَمَلى».

مستحبات وقوف در مشعر الحرام

مستحب است كه آن شب را به هر مقدار كه مى تواند به عبادت و اطاعت و ذكر خدا مشغول باشد و اين دعا را نيز بخواند:
‏"اللهُمّ هذِهِ جُمَعُ، اللّهُمّ اِنّي أسْأَلُكَ أنْ تَجْمَعَ لِي فِيها جَوامِعَ الْخَيْرِ، اللّهُمّ لا تُؤْيِسْني مِنَ الْخَيْرِ الّذي سَأَلْتُكَ أنْ تَجْمَعَهُ لِي في قَلْبي ‏وَأطْلُبُ اِلَيْكَ أنْ تُعَرّفَني ما عَرّفْتَ أوْلِياءَكَ في مَنْزِلِي هذا وَأنْ تَقِيَني جَوامِعَ الشّرّ"‏.
و مستحب است سنگريزه هايى را كه در منا رمى خواهد كرد، از مشعر الحرام بردارد.
و پس از نماز صبح اين دعا را بخواند:
"اللهُمّ رَبّ الْمَشْعَرِ الْحَرام فُكّ رَقَبَتي مِنَ النّارِ وَأوْسِعْ عَلَيّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنّي شَرّ فَسَقَةِ الْجِنّ وَالْاِنْس، أللّهُمّ أَنْتَ ‏خَيْرُ مَطْلُوبٍ اِلَيْهِ وَخَيْرُ مَدْعُوّ وَخَيْرُ مَسْؤُولٍ وَلِكُلّ وافِدٍ جائِزَةٌ فَاجْعَلْ جائِزَتي في مَوْطِني هذا أنْ تُقِيلَني عَثْرَتي وَتَقْبَلَ مَعْذِرَتي ‏وَأنْ تُجاوِزْ عَنْ خَطِيئَتي ثُمّ اجْعَلِ التّقْوى‏ مِنَ الدّنيا زادِي"‏.

برخى از مستحبات وقوف در عرفات

آنچه در احرام، طواف، نماز طواف و سعىِ عمره مستحب بود در اينجا نيز مستحب است.
1 ـ با طهارت بودن در حال وقوف.
2 ـ غسل كردن و بهتر آن است كه نزديك ظهر باشد.
3 ـ خواندن اين دعاها:
‏"اللّهُمّ رَبّ الْمشَاعِرِ كُلّها فُكّ رَقَبَتي مِنَ النّارِ وَأوْسِعْ عَلَيّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنّي شَرّ فَسَقَةِ الْجِنّ وَالْاِنْسِ، أللّهُمّ لا تَمْكُرْ ‏بِي وَلا تَخْدَعْني وَلا تَسْتَدْرِجْني يا أسْمَعَ السّامِعينَ وَيا أبْصَرَ النّاظِرينَ وَيا أسْرَعَ الْحاسِبِينَ وَيا أرْحَمَ الرّاحِمينَ أسْأَلُكَ أنْ تُصَلّيَ ‏عَلى‏ مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَأنْ تَفْعَلَ بي كَذا وَكَذا"‏.(1)
4 ـ سپس حاجتهاى خود را از خداوند درخواست كند.
پس دست به آسمان بلند كند و بگويد:
‏"اللّهُمّ حاجَتي إلَيْكَ الّتي اِنْ أعْطَيْتَنِيها لَمْ يَضُرّني ما مَنَعْتَني وَإنْ مَنَعْتَنيها لَمْ يَنْفَعَني ما أعْطَيْتَني، أسْأَلُكَ خَلاصَ رَقَبَتي مِنَ النّارِ ‏أللّهُمّ إنّي عَبْدُكَ وَمِلْكُ ناصِيَتي بِيَدِكَ وَأجَلي بِعِلْمِكَ، أسْأَلُكَ أنْ تُوَفّقَني لِما يُرْضيكَ عَنّي وَأنْ تُسَلّمَ مِنّي مَناسِكِيَ الّتي أرَيْتَها ‏خَلِيلَكَ اِبْراهيمَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَدَلَلْتَ عَلَيْها نَبِيّكَ مُحَمّداً (صلى الله عليه وآله وسلم) أللّهُمّ اجْعَلْني مِمّنْ رَضِيتَ عَمَلَهُ وَأطَلْتَ ‏عُمْرَهُ وَأحْيَيْتَهُ بَعْدَ الْمَوْتِ"‏.
5 ـ و نيز اين دعا را بخواند:
‏"لا إلهَ إلّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيي وَيُمِيتُ وَهُوَ حَيّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى‏ كُلّ شَي‏ءٍ قَدِيرٌ، ‏اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ كَالّذي تَقُولُ وَخَيْراً مِمّا نَقُولُ وَفَوْقَ ما يَقُولُ الْقائِلُونَ، أللّهُمّ لَكَ صَلاتي وَنُسُكي وَمَحْيايَ وَمَماتي وَلَكَ تُراثي ‏‏(بَراءَتي خ ل) وَبِكَ حَوْلي وَمِنْكَ قُوّتي، أللّهُمّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَمِنْ وَساوِسِ الْصّدورِ وَمِنْ شَتاتِ الأمْرِ وَمِنْ عَذابِ ‏الْقَبْرِ، أللّهُمّ إنّي أسْأَلُكَ خَيْرَ الرّياح وَأعُوذُ بِكَ مِنْ شَرّ ما يَجي‏ءُ بِهِ الرّياحُ وَأسْأَلُكَ خَيْرَ اللّيْلِ وَخَيْرَ النّهارِ، اللّهُمّ اجْعَلْ في قَلْبي ‏نُوراً وَفي سَمْعي وَبَصَري نُوراً وَفي لَحْمي وَدَمي وَعِظامي وَعُرُوقِي وَمَقْعَدي وَمَقامي وَمَدْخَلي وَمَخْرَجي نُوراً وَأعْظِمْ لي ‏نُوراً يا رَبّ يَوْمَ أَلْقاكَ إنّكَ عَلى‏ كُلّ شَي‏ءٍ قَديرٌ"‏.
6 ـ آنگاه رو به كعبه كرده و اين ذكرها را بگويد:
«سُبْحانَ اللهِ»
صد مرتبه.
«اَللهُ أَكْبَرُ»
صد مرتبه.
«ماشاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللهِ»
صد مرتبه.
«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إلاّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِى وَ يُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِى وَ هُوَ حَىٌّ لايَمُوتُ بِيَدِهِ الخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ»
صد مرتبه.
7 ـ و بسيار بگويد: «اَللّهُمَّ اَعْتِقْنِيمِنَ النّارِ» .
8 ـ و بسيار خوب است كه دراين روز دعاى حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) و دعاى حضرت زين العابدين (عليه السلام) خوانده شود.
9 ـ نزديك غروب آفتاب بگويد:
‏"اللهُمّ اِنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الفَقْرِ وَمِنْ تَشَتّتِ الْاُمُورِ وَمِنْ شَرّ ما يَحْدُثُ بِاللّيْلِ وَالنّهارِ أمْسى‏ ظُلْمِي مُسْتَجِيراً بِعَفْوِكَ وَأمْسى‏ خَوْفي ‏مُسْتَجيراً بِأمانِكَ وَأمْسى‏ ذُنُوبي مُسْتَجِيرَةً بِمَغْفِرَتِكَ وَأمْسى‏ ذُلّي مُسْتَجِيراً بِعِزّكَ وَأمْسى‏ وَجْهِي الْفانِيَ الْبالِي مُسْتَجيراً بِوَجْهِكَ ‏الْباقي يا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَيا أجوَدَ مَنْ أعْطى‏ جَلّلْنِي بِرَحْمَتِكَ وَأَلْبِسْني عافِيَتَكَ وَاصْرِفْ عَنّي شَرّ جَمِيعِ خَلْقِكَ"‏.
10 ـ و بعد از غروب آفتاب بگويد:
"اللهُمّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هذا الْمَوْقِفِ وَارْزُقْنِيهِ مِنْ قابِلٍ أبَداً ما أبْقَيْتَني وَاقْلِبْنِيَ الْيَوْمَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُستَجاباً لِي مَرْحُوماً ‏مَغْفُوراً لِي بأفْضَلِ ما يَنْقَلِبُ بِهِ الْيَوْمَ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ وَحُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ وَاجْعَلْنِيَ الْيَوْمَ مِنْ أكْرَمِ وَفْدِكَ عَلَيْكَ وَأعْطِني أفْضَلَ ما ‏أعْطَيْتَ أحَداً مِنْهُمْ مِنَ الْخَيْرِ وَالْبَرَكَةِ وَالرّحْمَةِ والرّضْوانِ وَالْمَغْفِرَةِ وَبارِكْ لِي فِيما أرْجِعُ اِلَيْهِ مِنْ أهْلٍ أوْ مالٍ أوْ قَلِيلٍ أوْ كَثيرٍ ‏وَبارِكْ لَهُمْ فِيّ"‏.
(1) - به جاى جمله «اَنْ تَغْفِرَ ليذُنوبي» مى تواند حاجت ديگرى را از خدا بخواهد.

مُستحباتِ سَعى

مستحبّات قبل از سعى
مستحب است پس از نماز طواف، و پيش از سعى، قدرى از آب زمزم بياشامد و بر سر و پشت و شكم خود بريزد و بگويد:
« أَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً، وَرِزْقاً واسِعاً، وَشِفاءً مِنْ كُلِّ داء وَسُقْم » .
سپس با آرامى دل و بدن، بالاى صفا رفته و به خانه كعبه نظر كند و به ركنى كه حجرالأسود در آن است رو نمايد و حمد و ثناى إلهى را بجا آورد و نعمتهاى إلهى را بخاطر بياورد،
آنگاه اين أذكار را بگويد:
«اللهُ اكْبَرُ» هفت مرتبه.
«اَلحَمْدُ للهِِ» هفت مرتبه.
«لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ» هفت مرتبه.
"لا إلهَ إلّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيْتُ وَهُوَ حَيّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى‏ كُلّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ" ‏
سه مرتبه .
پس صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.
سپس صد مرتبه بگويد.
«اَلحَمْدُللهِ» و صد مرتبه «سُبحانَ اللهِ» .
مُستحباتِ سَعى
مستحب است سعى را پياده بجا آورد و براى مردان، مستحب است فاصله اى را كه با خط و چراغ سبز رنگ مشخص شده است «هَروَلَه»(1) كنند يعنى كمى تندتر بروند و از آنجا تا به مروه نيز ميانه (نه تند و نه كند) بروند و در وقت برگشتن نيز به همان ترتيب برگردند و براى زنها هروله نيست.
آنگاه كه از صفا مى آيد وقتى به محل هروله رسيد بگويد:
"بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ، وَاللّهُ أكْبَرُ، وَصَلّىَ اللّهُ عَلى‏ مُحَمّدٍ وَأهْلِ بَيْتِهِ، اللهُمّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوُزْ عَمّا تَعْلَمْ إنّكَ أنْتَ الأعَزّ الأجَلّ ‏الأكْرَمُ، وَاهْدِني لِلّتي هِيَ أقْوَمُ اللّهُمّ إنّ عَمَلي ضَعيفٌ، فَضاعِفْهُ لي وَتَقَبّلْهُ مِنّي، اللهُمّ لَكَ سَعْيي، وَبِكَ حَوْلي وَقُوّتي تَقَبّلْ مِنّي ‏عَمَلي يا مَنْ يَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتّقينَ".‏
و همين كه از محل هَروَله گذشت بگويد:
"يا ذَاالْمَنّ وَالْفَضْلِ وَالْكَرَمِ وَالنّعْماءِ وَالْجُودِ اغْفِرْ لي ذنُوبي، اِنّهُ لا يَغْفِرُ الذّنُوبَ الّا أنْتَ".‏
و هنگامى كه به مروه رسيد بالاى آن برود و آنچه را كه در صفا گفته شد بجا آورد و بخواند دعاهاى آنجا را به ترتيبى كه بيان شد. و پس از آن بگويد:
"اللهُمّ يا مَنْ أمَرَ بِالْعَفْوِ يا مَنْ يُحِبّ الْعَفْوَ يا مَنْ يُعْطي عَلَى الْعَفْوِ، يا مَنْ يَعْفُو عَلَى الْعَفْوِ يا رَبّ الْعَفْوِ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ".‏
و مستحب است در گريه كردن كوشش كند و خود را به گريه وادارد و در حال سعى دعا بسيار كند و بخواند اين دعا را:
‏ "اللهُمّ إنّي أسْأَلُكَ حُسْنَ الظّنّ بِكَ عَلى‏ كُلّ حالٍ وَصِدْقِ النّيّةِ في التّوَكّلِ عَلَيْكَ".‏
(1) - اين فاصله، در سابق حدّ فاصل بين مناره ميانه و بازار عطاران بوده است.

مستحبّات طواف

در حال طواف مستحب است بگويد:
"اللهُمّ إنّي أسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الّذِي يُمْشى‏ بِهِ عَلى‏ ‏‎'‎طُلَلِ الْماءِ كَما يُمْشى‏ بِهِ عَلى‏ جُدَدِ الأَرْضِ وَأسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الّذِيْ يَهْتَزّ لَهُ عَرْشُكَ ‏وَأسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الّذِي تَهْتَزّ لَهُ اَقْدامُ مَلائِكَتِكَ وَأسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الّذِي دَعاكَ بِهِ مُوسى‏ مِنْ جانِبِ الطُورِ فاسْتَجَبْتَ لَهُ وَألْقَيْتَ عَلَيْهِ ‏مَحَبّةً مِنْكَ وَأسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الّذي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمّدٍ9 ما تَقَدّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَما تَأخّرَ وأتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ أنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَكَذا".‏
و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:
"اللهُمّ إنّي إلَيْكَ فَقِيْرٌ وَإنّي خائِفٌ مُسْتَجِيْرٌ فَلا تُغَيّرْ جِسْمِي وَلا تُبَدّلْ إسْمِي".‏
و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در خانه كعبه مى رسد، و بخواند اين دعا را:
‏ "سائِلُكَ فَقِيْرُكَ مِسْكِيْنُكَ بِبابِكَ، فَتَصَدّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنّةِ، اللهُمّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْحَرَمُ حَرَمُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ ‏الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ النّارِ فَأعْتِقْنِي وَوَالِدَيّ وَأهْلِي وَوُلْدِي وَإخْوانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النّارِ يا جَوادُ يا كَريمُ".‏
و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان سر را بلند كند و بگويد:
"اللهُمّ أدْخِلْنِي الْجَنّةَ وَأجِرْنِي مِنَ النّارِ بِرَحْمَتِكَ وَعافِنِي مِنَ السّقْمِ وَأوْسِعْ عَلَيّ مِنَ الرّزْقِ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنّي شَرّ فَسَقَةِ الجِنّ ‏وَالْإنْسِ وَشَرّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ".‏
و چون از حجر بگذرد و به پشت كعبه برسد بگويد:
"يا ذَا الْمَنّ وَالطّوْلِ ياذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ إنّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَتَقَبّلْهُ مِنّي إنّكَ أنْتَ السّمِيْعُ الْعَلِيْمُ".
و چون به ركن يمانى برسد دست بردارد و بگويد:
‏"يا أللّهُ يا وَلِيّ الْعافِيَةِ وَخَالِقَ الْعافِيَةِ وَرَازِقَ الْعافِيَةِ وَالْمُنْعِمُ بِالْعافِيَةِ وَالْمَنّانُ بِالعافِيَةِ والمُتَفَضّلُ بِالْعافِيَةِ عَلَيّ وَعَلى‏ جَمِيعِ خَلْقِكَ ‏يا رَحْمنَ الدّنْيا وَالآخِرَةِ وَرَحيْمَهُما صَلّ عَلى‏ مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَارْزُقْنَا الْعافِيَةَ وَتَمامَ الْعافِيَةِ وَشُكْرَ الْعافِيَةِ في الدّنْيا وَالآخِرَةِ ‏ياأرْحَمَ الرّاحِمِيْنَ".‏
پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:
"اَلْحَمْدُ للّهِ الّذي شَرّفَكِ وَعَظّمَكِ وَالْحَمْدُ للّهِ الّذي بَعثَ مُحَمّداً نَبِيّاً وَجَعَلَ عَليّاً اِماماً اللهُمّ اهْدِ لَهُ خِيارَ خَلْقِكَ وَجَنّبْهُ شِرارَ ‏خَلْقِكَ".‏
و چون ميان ركن يماني و حجرالأسود برسد بگويد:
"رَبّنا آتِنا في الدّنيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ".‏

آداب وارد شدن به مسجدالحرام



1 ـ براى رفتن به مسجدالحرام مستحب است غسل كند.
2 ـ مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد مسجد شود.
3 ـ هنگام ورود از در «بَنى شَيْبَه» (1) وارد شود، و گفته اند كه آن در، مقابل «باب السلام» كنونى بوده است.
4 ـ مستحب است بر درب مسجدالحرام ايستاده بگويد:
«اَلسَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ، بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ ماشاءَاللهُ، السَّلامُ عَلى أنْبِياءِاللهِ وَ رُسُلِهِ،
اَلسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلى إبْراهِيمَ خَلِيلِ اللهِ، وَالْحَمْدُللهِ رَبِ الْعالَمِينْ».

پس سه مرتبه بگويد:
«أللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ».
سپس بگويد:
«وَأَوْسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَيِّبِ وَادْرَأْ عَنَّي شَرَّ شَياطِيْنِ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».
پس داخل مسجدالحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند كرده و بگويد:
"اللهُمّ إنّي أسْأَلُكَ في مَقامي هذا وَفي أوّلِ مَناسِكي أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأنْ تَضَعَ عَنّي وِزْري، الْحَمْدُ للّهِ ‏الّذي بَلّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامَ اللهُمّ إنّي أشْهَدُ أنّ هذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الّذي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ اللهُمّ إنّي عَبْدُكَ ‏وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأؤُمّ طاعَتَكَ مُطِيْعاً لِأمْرِكَ راضياً بِقَدَرِكَ أسْأَلُكَ مَسْألَةَ الْفَقِيْرِ إلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ ‏اللهُمّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ".‏
سپس رو به سوى كعبه كرده و بگويد:
"ألْحَمْدُ للّهِ الّذي عَظّمَكِ وَشَرّفَكِ وَكَرّمَكِ وَجَعَلَكِ مَثابَةً لِلنّاسِ وَاَمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِيْنَ".‏
(1) - در روايت است كه پس از شكستن بت هاى موجود در كعبه و اطراف آن، بت بزرگ «هُبَل» را در آن مكان دفن كرده اند، و مستحب است از آن در وارد شود تا آن بت را كه مظهر بت پرستى و شرك مى باشد زير پاى خود بگذارد، گرچه بر اثر توسعه مسجد، آن در هم اكنون وجود ندارد، ولى گفته اند كه مقابل «باب السلام» كنونى بوده است.

۱۳۸۷ آبان ۲۲, چهارشنبه

مكروهات احـرام

1 ـ احرام در جامه سياه، و بهتر است در جامه سفيد محرم شود.
2 ـ محرم شدن در جامه چركين.
3 ـ حمام رفتن و بهتر است كه محرم بدن خود را با كيسه و مانند آن نسايد.
4 ـ گفتن «لبيك» در جواب كسى كه او را صدا مى كند.

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

مستحبات احرام



قبل از احرام
1 ـ از اول ماه ذى القعده و اگر از اين تاريخ نتوانست، از اول ذى الحجه، موى سر و رويش را كوتاه نكند.
2 ـ پيش از احرام، بدن خود را پاكيزه كند و ناخن و شارب خود را بگيرد.
3 ـ پيش از احرام، در ميقات غسل احرام كند.
هنگام احـرام
1 ـ در صورت امكان، پس از نماز ظهر مُحرم شود واگر امكان ندارد، پس از نماز واجب ديگر، و اگر آن هم ممكن نيست، پس از شش(1) يا دو ركعت نماز مستحبّى، و در ركعت اوّل پس از حمد، سوره توحيد، و در ركعت دوّم سوره جحد {قُل يا أيُّها الكافِروُن} را بخواند، و شش ركعت افضل است.
2 ـ پس از نماز، حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد.
3 ـ هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد:
‏"اَلْحَمْدُ للّهِ الّذِي رَزَقَنِي مَا اُواري بِهِ عَوْرَتي وَ اُؤَدّي فِيْهِ فَرْضِي وَ أعْبُدُ فِيْهِ رَبّي وَ أنْتَهِي فِيْهِ إلى‏ ما أمَرَنِي، اَلْحَمْدُ للّهِ الّذِي ‏قَصَدْتُهُ فَبَلّغَنِي وَ أردتُهُ فَأعانَنِي وَ قَبِلَنِي وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلّمَنِي فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي وَ ‏مَلاذِي وَ رَجائي وَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِي وَ عُدّتِي في شِدّتِي وَ رَخائِي".‏
مستحبّات تَلْـبيَه (لبّيك گفتن)
1 ـ پس از گفتن مقدار واجب تلبيه، مستحب است بگويد:
« لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعياً إِلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ الْتَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الاِْكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغنِيْ و يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ ».
2 ـ تلبيه ها را در حال احرام تكرار كند به خصوص در اين موارد:
* وقت برخاستن از خواب.
* بعد از هرنماز واجب و مستحب.
* وقت رسيدن به شخص سواره.
* هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن.
* وقت سوار شدن يا پياده شدن.
* آخــر شـب.
* هنگام سحـر.
«قطع تلبيه»
كسى كه براى عمره تمتّع محرم شده است، وقتى كه خانه هاى مكّه پيدا شد بنابر احتياط واجب، تلبيه را قطع كرده و نبايد لبيك بگويد.
(1) - اين نمازها، دور ركعتى خوانده مى شود، با نيت نمازِ قبل ازاحرام.

مسجد الحرام


۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

سخنی با کعبه


بسم الله الرحمن الرحيم

«لبيك اللهم لبيك لبيك لاشريك لك لبيك»

ما سميعيم و بصيريم و هشيم *** با شما نامحرمان ما خاموشيم

سخنى با كعبه:اى كعبه معظمه تو در غربت عجيبى بودى از آن جهت كه خانه توحيد بودى و بار سنگين بتها بر دوش تو خسته ات كرده بود و سالهاى سال در اين غربت و خستگى ماندى و اين بار سخت و طاقت فرسا را تحمل نمودى تا از كنارت منجى اى به اذن خدا ظهور كرد و ناگاه نداى توحيد «لاالله الاالله» را در تاريكى دل ها، و مردم مكه مردمى به خواب رفته، در خواب شيطانى طنين انداز شد. سرورى بر قامت بلندت نشست و آيات الهى را جبرئيل امين مى آورد و از زبان پيامبر اعظم مى شنيدى و بر سرور و شادمانى ات مى افزود و چه زيبا صبح و شامى داشتى و آن روزها كه رسول خدا و على مرتضى و خديجه كبرى تنها موحدانى بودند كه در كنارت و رو به سويت به نماز مى ايستادند و از طرفى نيز اندوه كه با منادى توحيد چه ها مى كنند. همو كه براى پيرايه تو از اين همه بتهاى دست ساخته و مردمى در جهل فرو رفته چه آزارها و اذيتها كه نكشيد و تو ديدى. آرى 13 سال بر اين منوال گذشت و قلبهاى مشتاق بيدار شد و ناگهان در دل شب بوى خون و جداى به مشامت رسيد آن گاه كه به خانه رسول خدا نگريستى و ديدى كه دشمنان او با شمشيرهاى برهنه آمده اند تا در دل شب به او حمله كنند و قطعه قطعه اش نمايند، نَفَس در درونت حبس شده بود و هنگامى كه ديدى معجزه آسا از ميان دشمنان عبور كرد نفسى آزاد كشيدى و شادمان گشتى و ديدى كه چگونه على(عليه السلام) به جاى او خوابيد تا شهد شهادت بنوشد و آيه «ومِنَ النّاسِ مَن يَشرى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ» زمزمه كردى و قلبت در تپش بود كه با على آن جان جانان چه خواهد شد؟ آرى آن شب از شب هاى سخت تو بود. در صبح دم آن روز على در كنارت آمد و لبخندى زدى و نفسى تازه كردى و به انتظار پيامبر(صلى الله عليه وآله) نشستى. خورشيد از پس كوه هاى سر به فلك كشيده گذشت و تو هم چنان منتظر ماندى اما خبرى نشد و روز بعد و بعد نيز به همين منوال گذشت. دل تنگ شدى طولى نكشيد كه ديگر از على هم خبرى نشد و تو باز تنها ماندى، آه سردى كشيدى، آرى پيامبر(صلى الله عليه وآله) به مدنيه رفت، رفتنى كه بازگشت نيك و سرانجام شيرين برايت داشت سالهاى فراق را تحمل كردى تا نداى توحيد را از هزاران مسلمان از مسجد شجره كه با لبيك محمد(صلى الله عليه وآله) همراه بود را شنيدى و بر خود لرزيدى و هنگامى كه به حديبيه رسيدند با فريادى رسا گفتى كاروان محمد آمد آمد، اما نيامد و از آن جا برگشت و تو را غمى جان سوز در بر گرفت و ديرى نپاييد كه همان برگشت به اذن خدا چنان شد كه مى دانى آمد و آمد و مكه و مسجد الحرام را و تو را، اى كعبه خانه توحيد از همه بتهاى پليد نجات داد و خدايان دروغين را در هم شكست آرى او فرزند ابراهيم بت شكن بود و او با وعده «اِنّا فَتَحنا لَكَ فَتحـًامُبينـا» آمد و چه زيبا آمد و تو اى كعبه و مطاف و صفا و مروه و همه و همه از بت پاك شديد و حج، حج ابراهيمى و بالاتر كه حج محمدى شد ولى ديرى نپاييد كه در حجة الوداع داغ فراق بر جبين تو ماند و نبى اكرم با تو وداعى كرد كه سراسر قامتت در حزن و اندوهى فرو رفت. رفتنى بود كه ديگر برگشت نداشت و تو نداى رحمانى و صداى ملكوتى او را ديگر نشنيدى و چه خوب در خود حفظ نمودى. آرى اى كعبه بازگشتى بود كه پس از آن مدينه در سوگ و ماتم فرو رفت و ديگر خبر از وحى نبود و بعد از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) سال هاى بسيار تلخى بر آل محمد گشت كه همه را نمى خواهم بگويم اين زمان بگذار تا وقت ديگر و تو خود غربت على(عليه السلام) و حسنين را آن گاه كه براى اولين بار بعد از رحلت پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله) آمدند از چهره شان فهميدى ولى نمى دانم آيا كسى براى تو از پهلوى شكسته زهرا گفت يا نه يا آن را هم در نگاه على ديدى. كعبه تو روزهاى غربت و فراغ را و تلخى آن را بسيار چشيدى و اكنون بر سيماى على بنگر تا حقيقت تلخى و فراغ را بيشتر بدانى. كعبه فاطمه(عليها السلام) به شهادت رسيد و على كه تنها ياور پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خليفه به حق او بود خانه نشين شد. و باز سالها گذشت و گذشت كه قلم از گفتن آن شرم دارد. اى كعبه سال هاست كه حجاج و كاروانها مى آيند و مى روند و تو شاهد هر يك از آن ها هستى اكنون كه كنار تو نشسته ام مى خواهم از كاروانى برايت بگويم كه بيش از هزار سال پيش آمد و از آن روزها برايت بگويم كه ناگفته ها بسيار است

كاروانى از مدينه

اى كعبه كاروانى از مدينه آمد آن هم در دل شب كه همه بنى هاشم را در خود جمع نموده، كاروانى به تعداد اندك ولى بسيار با عظمت و شكوه و به سوى مسجد شجره ميقات اهل دل به راه افتاد و اين آيه را تلاوت مى كرد «فَخَرَجَ مِنها خائِفـًا يَتَرَقَّبُ» قافله سالار آن حسين تنها يادگار رسول خدا خامس آل كساء، فرزند على مرتضى و فاطمه زهرا(عليها السلام) بود. همراهان او زين العابدين(عليه السلام) على اكبر و على اصغر(عليه السلام)، عباس و برادرانش، زينب(عليها السلام) و فرزندانش و قاسم بن الحسن و اهلبيت او و دختران كوچك و زنان.

آرى كعبه حسين(عليه السلام) در دل شب با جدش پيامبر و مادرش و برادرش وداع سختى داشت. حسين(عليه السلام) مدينه پايگاه توحيد، خانه مادرش و جدش و برادرش را بسيار دوست مى داشت ولى چاره اى نبود بايد حركت مى كرد آمد تا به مسجده شجره رسيد. حسين(عليه السلام) و همراهانش لباس احرام به تن كردند و نداى توحيدى لبيك را سر دادند و تو در مكه مانند يعقوب(عليه السلام) در كنعان كه بوى يوسف را شنيد. صداى حسين را شنيدى و به وجد آمدى و به خود لرزيدى و از شوق در خود نمى گنجيدى. آرى صدا صداى حسين(عليه السلام) تنها يادگارى رسول خدا بود كه به سوى تو مى آمد و تو صداى گامهاى قافله را شمارش مى كردى و لحظه به لحظه انتظار قدومش را داشتى. ركن و مقام و حجر اسماعيل و صفا و مروه نيز مانند تو در انتظارى سخت بودند و روزها چون سال بر تو مى گذشت به زمزم گفتى به جوش كه بايد جوشيدن كنى و شيرين تر از هميشه بجوش كه حسين مى آيد و به حجر الاسود گفتى، اى كه به منزله دست خدا در ميان خلقى قبل از بوسه حسين(عليه السلام) تو بر دست حسين بوسه زن و به مقام كه جاى پاى ابراهيم است گفتى بر جا پاى حسين بوسه زن. كاروان نزديك و نزديكتر مى شد و تو در ميان لبيك ها صدايى چون، صداى پيامبر را مى شنيدى و گمان كردى كه فتح المبين ديگرى است و با خود گفتى كه بتهاى جديد بايد شكسته شود. چون صداى پيامبر مى آيد، همان طنين و آهنگ شيوايى كه در خود حفظ كرده بودى بار ديگر به گوشت رسيد و آيه «اِنّا فَتَحنا لَكَ فَتحـًامُبينـا» را به ياد آورى و در حيرت مانده بودى ناگاه، لحظه انتظار به پايان رسيد و مسجد الحرام و تو اى كعبه آغوش باز كرديد و قافله را در بغل گرفتيد. آرى او على اكبر بود كه مى ديدى هم چو پيامبر سخن مى گويد، راه مى رود، با غرورى وصف نشدنى در آسمانها به بيت المعمور نگاه كردى و به خود باليدى و به عرش چشم اندوختى و به خود افتخار كردى و ندا دادى كه كنون حسين بن على(عليه السلام) در بَرِ من مى باشد و چه زيبا غرورى داشتى و حسين به طواف آمد گراد گرد او زين العابدين، على اكبر، زينب كبرى، و عباس و قاسم بن الحسن و نيز چهره هايى كه مانند ماه مى درخشيدند و تو تاكنون آن ها را نديده بودى و به عرشيان گفتى در كجاى عالم و چه كسى چنين عزيزانى را در بغل دارد كه من دارم و اين روزهاى خوش تو بود و مسجدالحرام و شبهاى زيبا كه مناجات عارفانه حسين و يارانش براى تو دل نواز بود. همه سراسر توحيد و اخلاص بودند در ميان آن همه صداهاى گوش خراش و بى روح روزها چه زود سپرى شد آن گاه كه در ميان حجاج بانگ بر آوردند كه آب برداريد و لبيك از نو بگوييد و جامه احرام به تن كنيد كه بايد به منى و عرفات و مشعر رفت. آرى آن روز، روز هشتم ذى الحجه سال 60 بود روز ترويه و حجاج همه به منى رفته روز نهم در عرفات اعمال حج به جا آوردند. ولى تو در تعجب ماندى كه چرا حسين بن على و يارانش با تو وداع مى كنند و چرا از ركن عراقى حركت كرد آرى حسين از تو جدا شد و آه سردى و دلى سوزان داشتى اما با خود گفتى اين بار زمان فراق كوتاه است پس از اعمال منى اين قافله را خواهم ديد و خود را دلدارى دادى و در انتظار نشستى روز نهم تمام شد شب مشعر به پايان رسيد حجاج در صبح روز دهم به شيطان بزرگ سنگ زدند و قربانى كردند - چه حجاجى كه در ميان آنان يك نفر نگفت امير الحاج حسين بن على(عليه السلام) كجاست؟!! - حجاج برگشتند و هر چه نگاه كردى حسين(عليه السلام) را نديدى و نمى دانستى كه حسين(عليه السلام) با قربانيهايش آمده بود و رفت تا مراسم حج را و برائت را به گونه اى ديگر انجام دهد و تو هم چنان در انتظار بودى و چشم انتظار ماندى و ماندى و ماندی...

اى كعبه با تو سخن از رفتن حسين دارم رفتنى كه هنوز در ماتم آن به سياه نشسته اى آرى رفتنى كه ديگر بازگشت نداشت و مى دانى چرا رفت؟ زيرا كه حرم امن الهى بر اهل حرم ناامن شد و راه عراق در پيش گرفت. آن سال قربانى و قربانگاه در جايى ديگر و به شكلى ديگر بود حسين بن على(عليه السلام) عرفات و مشعر و منى را در يك سرزمين و يك روز انجام داد. اى كعبه از ركن عراقى خوب بنگر كه مى خواهم با تو از كربلاى حسين بگويم سرزمين عرفان و شعور و قربانى. فرزند رسول خدا يك ماه پس از قربانى حاجيان به ظاهر حاج قربانى كرد. كعبه، كوفيان از حسين(عليه السلام) دعوت كردند كه ياريش كنند اما گويا كه در پس اين دعوت دعوت ديگرى بود كه فرزند فاطمه(عليها السلام) آن دعوت را لبيك گفت گويا آن دعوت اين بود «يـاَيَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه اِرجِعى اِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرضيَّه».

و حسين(عليه السلام) با قافله رفت و رفت تا به ميقات عاشقان كربلا رسيد و در آن سرزمين گرم خميه ها را بپا كرد و اصحاب او نيز به او پيوستند و در كنار او خيمه زدند در مقابل حسين نيز كوفيان بى وفا و دنيا پرست در كنار فرات به لشكركشى پرداختند و هزاران هزار به جنگ با پسر فاطمه آمدند. تا روز نهم محرم كه ناگاه آهنگ جنگ سر دادند و علمدار اباالفضل آمد و به مولاى خود گفت كه قصد جنگ دارند و امام از آنان يك شب مهلت خواست و نبرد به روز عاشورا روز قربانى افتاد. آرى تاسوعا روز نهم محرم عرفه امام حسين و يارانش بود و گويا شب دهم محرم شب معشر بود زيرا در خيمه هاى توحيد زمزمه قرآن و تسبيح و ذكر خدا بلند بود و به حكم آيه شريفه «فَاذكُروا اللّهَ عِندَ المَشعَرِ الحَرامِ» همه در ياد و ذكر خدا بودند و آن شب چه زود صبح شد و سپاه كفر جنگ را آغاز كرد و اصحاب با وفايش با آرايش جنگى در مقابل سپاه كفر ايستادند علمدار لشكر توحيد، عباس بن على بود آن سر و قامت رشيد كه از هيبت و شجاعت او همه سپاه كفر در وحشت بود. كعبه اصحاب حسين همه شهد شهادت نوشيدند و با خون بدن در روز عيد قربان غسل كردند ديگر از اصحاب كسى نماند اصحاب باوفايش چون حُربن يزيد رياحى و حبيب آن غلام پير و بُريَر و زهير و حتى غلام اباعبدالله همه و همه قربانى شدند و نداى حق را لبيك گفتند و آن گاه نوبت قربانى حسين شد و اولين قربانى على اكبر امام حسين بود همو كه شبيه پيامبر خدا بود گويا پيامبر در بدرى ديگر حاضر شده و على اكبر بعد از جنگ نمايان خسته و تشنه و سنگينى اسلحه به سوى پدر بازگشت آب طلب نمود، امام حسين زبان در دهان على گذاشت كه يعنى پدرت تشنه تر است و فرمود برگرد كه به زودى از دست جدت سيراب مى شوى و على با شجاعتى تمام به ميدان رفت و بسيارى از فاسقان را كشت و ناگهان صدا زد پدر خداحافظ من هم رفتم و حسين با سرعتى عجيب بر بالين على حاضر شد قربانى را در بغل گرفت صورت به صورت على گذاشت و صيحه ها كشيد بدن على را نتوانست به خيمه ها آورد در ميان گرگها ماند و سر از بدنش جدا كردند. كعبه به حجر اسماعيل بگو كه شرط قربانى شدن آن نيست كه از آب زمزم بخورد و با لبانى سيراب به قربانگاه بيايد آرى قربانى بايد تشنه مى بود تا مخاطب «فإنّه منّى» شود و بعد از على يكى يكى از اهلبيت حسين رفتند و شهد شهادت نوشيدند پسران زينب كبرى، برادران اباالفضل و قاسم بن الحسن و..

.كعبه طاقت شنيدن آن همه مصيبت را ندارى و من هم نمى گويم اما تنها اميد زنان، كودكان و اهل حرم به عباس بود علمدار لشكر همو كه تا زنده بود همه اهل حرم در پرتو شجاعت و شهامت او با وجود آن همه گرگهاى درنده آرامش داشتند و نوبت به علمدار كربلا ساقى اهل حرم رسيد امام به او فرمود براى بار آخر براى كودكان آب بياور عباس مشك آب برداشت و به لشكر كفر حملهور شد چنان حمله اى كه كسى را ياراى مقاومت نبود به فرات رسيد. دست زير آب كرد تا بچشد اما آب روى آب ريخت و به رسم وفا با لبى تشنه برگشت مشك را از آب پر كرد و آمد. نمى دانم شايد در آن حال آيه «ومَن لَم يَطعَمهُ فَاِنَّهُ مِنِّى» را بياد آورد آرى او از حسين بود و حسين تشنه. عباس به طرف خيمه حركت كرد بانگى بلند شد كه نگذاريد قطره اى آب به خيمه هاى حسين برسد و چون كسى را ياراى مقاومت نبود با عباس از در حليه وارد شدند و دست راست ابوالفضل را قطع كردند مشك را به دندان گرفت و مى فرمود:

والله إن قطعتموا يمنى *** انى احامى ابداً عن دينى

و عن امام صادق يقينى

دست چپ او را نيز قطع كردند و همه توجه او به خيمه ها و رساندن آب به لبهاى تشنه كودكان بود اما ناگهان اميدش مبدل به يأس شد و تيرى بر مشك نشست و با عمودى آهنين به فرقش زدند و از اسب به زمين افتاد و صداى عباس بلند شد «يا أخا أدْرِكْ أخاك» و حسين آمد بر بالين بردار، چه بردارى غرق در خون دست در بدن ندارد به امام فرمود: خون ها را از چشمانم پاك كن تا يك بار ديگر جمال نورانيت را ببينم. آرى چشمان قمربنى هاشم در چشمان خورشيد ولايت دوخته شد گويا قيامت كبرى بود «وجُمِعَ الشَّمسُ والقَمَر» و امام نتوانست عباس را بياورد و با كمرى شكسته به خيمه عباس آمد عمود خيمه را برداشت و اين چنين به كودكان منتظر آب فهماند عباس نيز شهيد شد و ديگر منتظر آب نمانيد. كعبه حسين تنها ماند بى يار و ياور كنار بدن شهيدان قدم زد با اصحاب به خاك و خون افتاده سخن گفت جوابى نشنيد و امام به خود گفت:حسين ياران تو ديگر سر در بدن ندارند تا جوابت دهند. ناگهان گريه كودك شش ماهه توجه حسين را به خود جلب كرد. امام على اصغر را در مقابل لشكر شقى آورد و فرمود: اى لشكر اگر مرا گناه كار مى دانيد اين طفل گناهى ندارد و اگر مى گوييد حسين بهانه آب كرده او را از من بگيرد و سيراب نمائيد. آيا نمى بينيد كه از تشنگى چگونه دست و پا مى زند و عمر سعد آن شقى به حرمله گفت جواب حسين را بده و حرمله تيرى سه شعبه به گلوى على اصغر زد و گوش تا گوش على را پاره كرد و على بر روى دستان حسين خاموش شد و او آخرين قربانى تشنه از حسين بود. كعبه اگر نيم نگاهى به آسمان كنى بال ملائك را خونين مى بينى، خون على اصغر است كه حسين به سوى آسمان پرتاب كرد و ملائكه به آسمانها بردند. كعبه اكنون مى خواهم از خود حسين برايت بگويم. باز از ركن عراقى به كربلا بهتر بنگر حسين با اهل حرم با زنان و كودكان با رباب و سكينه و با زين العابدين كه در تب مى سوخت و با زينب همو كه در تمام اين مدت يك لحظه چشم از حسين برنداشت و اگر دست ولايت او را مدد نداده بود در دم جان مى باخت. وداع سختى داشت اى كعبه لشكر كفر نزديك شده بود و حسين يكه و تنها بر قلب كفر حلمهور شد.

و راست و چپ لشكر كفر را نيز در هم ريخت و آن قدر جنگيد كه ديگر از ضربت شمشير و نيزه هاى و تشنگى شديد. چشمانش تار شد و آسمان را تاريك مى ديد و هر بار با صداى بلند مى گفت «لاحول و لاقوة الا بالله» و به زينب و اهل حرم مى فهماند كه حسين زنده است. اما ديگر آخرين رمق هاى اباعبدالله بود در گودى قتل گاه دور حضرت را گرفتند با نيزه ها و شمشيرها آن قدر زخم بر بدنش آوردند كه ديگر طاقت سوارى نداشت با سنگ به پشيمانى حضرت زدند. خون جارى شد. خواست كه با پيراهن خون از چشمانش پاك كند تيرى به قلب حضرتش زدند و آنگاه حسين دست بر گردن اسب انداخت و بر زمين افتاد كعبه اكنون از زبان مهدى موعود آنچه در زيارت ناحيه مقدسه آمده مى گويم: «واَسرَع فَرَسُك شارِاً اِلى خِيامكَ قاصِداً مُحَمْحماً باكياً فَلَمّا رَايَن الِنّساء جَوادَك مَخْزيّاً و نَظَرنَ سَرجَك عَليَهْ مَلْويّاً بَرزْن مِنَ الخدُورِ ناشِراتِ الشعور عَلَى الخُدوُد لاطماتِ اَلْوجُوهِ سافِرات و بِالْعَويل داعيات وَ بَعْدَ الِعزّ مُذَللات واِلى مَصْرَعِك مُبادرات و الشّمرُ جالِسٌ عَلى صَدركَ و مولغٌ سَيفَهُ عَلى نَحركَ قابضٌ عَلى يَشيبتكِ بَيدهِ ذابحٌ لَكَ بِمُهَنَّدهِ قَد سَكَنت حَواسُّكَ و خَفيَتْ اَنْفاسُكَ وَ رُفعَ عَلَى القِناةِ راسُكَ» و اى كعبه به مقام نيز بگو كه شرط قربانى كردن نه فقط آوردن فرزند به قربانگاه است كه بايد فرزند و پدر آنهم با لبانى تشنه و جگرى سوخته همچون حسين. كعبه همچنان در جامه سياهت به انتظار حسين بنشين كه انتظار را صبح اميدى است، كه «اَلَيسَ الصُّبحُ بِقَريب» تا آنگاه كه منتقم آل محمد(صلى الله عليه وآله) و منجى بشريت از كنارت ندا دهد «اناالمهدى» همو كه هر صبح و شام در عزاى عمه اش زينب گريان است و اگر از حال اهل بيت حسين بخواهى اينگونه بقيه الله بيان مى كند و اهل و عيالت همچون بردگان به اسيرى گرفته شدند و بربالاى جهاز شتران در غل و زنجير به بند كشيده شدند و حرارت آفتاب داغ چهره هايشان را مى سوزاند و در صحراها و بيابانها با دستهاى به گردن بسته شده در غل و زنجير مى بردند و در بازارهاى مى چرخاند.

و در پايان قبل از آنكه با تو خداحافظى كنم از تو مى خواهم اكنون كه چشمان گنه كار ما از رؤيت جمال مهدى(عج) عزيز فاطمه محروم است و تو هر سال در حج او را مى بينى، سلام شيعيان را به او برسان كه شيعيان نيز در انتظار فرج او به سر مى برند به اميد آن روز كه دعايش اجابت شود و به ياد آن لحظه كه شايد هم نواى او باشيم مى خوانيم «اَمَّن يُجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ ويَكشِفُ السّوءَ»

سيد مصطفى صفوى